Instagram
English
A A A A A

گناهان: [شکم پرستی]


اول قرنتيان ۶:۱۲
من می‌توانم هر كاری را كه مسيح منع نكرده است، انجام دهم. اما بعضی از اين كارها، حتی اگر اجازۀ انجامش را نيز داشته باشم، برايم مفيد نيستند. اگر بدانم چيزی بر من مسلط خواهد شد و چنان مرا درگير خواهد كرد كه نتوانم براحتی خود را از چنگ آن خلاصی دهم، از آن صرفنظر می‌كنم.

اول قرنتيان ۱۰:۷
و همچون آنان بسوی پرستش بتها نرويم. كتاب آسمانی می‌فرمايد كه بنی‌اسرائيل به هنگام پرستش گوسالۀ طلايی، برای خوردن و نوشيدن نشستند، و برای رقصيدن به پا خاستند.

اول قرنتيان ۱۵:۳۲
اگر پاداش زحمات من فقط در همين زندگی است، پس چرا بيهوده با اهالی شهر افسس كه همچون حيوانات درنده بودند، مبارزه كردم؟ اگر بعد از مرگ، زندگی ديگری وجود ندارد، بخوريم و بنوشيم و خوش باشيم، زيرا فردا خواهيم مرد و همه چيز به پايان خواهد رسيد.

تثنييه ۲۱:۲۰
و بگويند: «اين پسر ما لجوج و سركش است، حرف ما را گوش نمی‌كند و به ولخرجی و ميگساری می‌پردازد.»

حزقيال ۱۶:۴۹
گناه خواهرت سدوم و دخترانش اين بود كه از فراوانی نعمت و آسايش و امنيت مغرور شده بودند و هيچ به فكر فقرا و مستمندان نبودند.

پيدايش ۳:۶
آن درخت در نظر زن، زيبا آمد و با خود انديشيد: «ميوۀ اين درختِ دلپذير، می‌تواند، خوش طعم باشد و به من دانايی ببخشد.» پس از ميوۀ درخت چيد و خورد و به شوهرش هم داد و او نيز خورد.

فيليپيان 3:19
اينگونه افراد، عاقبتشان هلاكت ابدی است، چون خدای ايشان شكمشان است و به چيزی فخر می‌كنند كه بايد از آن خجالت بكشند؛ تمام افكارشان متوجۀ امور دنيای فانی است.

امثال ۲۳:۲
اگر آدم پرخوری هستی، كارد بر گلويت بگذار

امثال ۲۳:۲۱
زيرا كسانی كه كارشان فقط خوردن و خوابيدن است، فقير و محتاج خواهند شد.

امثال ۲۸:۷
جوانی كه از قوانين الهی اطاعت كند داناست، اما كسی كه همدم اوباش و اراذل شود مايۀ ننگ پدرش می‌باشد.

مزامير ۱۱۹:۷۰
آنها از فرط تن‌پروری عقل و شعور خود را از دست داده‌اند، اما من از احكام تو لذت می‌برم.

روميان ۱۳:۱۴
تمام وجودتان از آن مسيح باشد؛ بدنبال هوسهای جسم نرويد.

تايتوس ۱:۱۲
حتی يكی از خود ايشان كه ادعای پيغمبری هم می‌كند، دربارۀ آنان گفته است: «اهالی كريت، همه دروغگويند؛ مانند حيوانات تنبلی هستند كه فقط برای شكم زندگی می‌كنند.»

امثال ۲۳:۲۰-۲۱
[۲۰] و با آدمهای ميگسار و شكم‌پرست معاشرت نكن،[۲۱] زيرا كسانی كه كارشان فقط خوردن و خوابيدن است، فقير و محتاج خواهند شد.

اول قرنتيان ۶:۱۹-۲۰
[۱۹] آيا هنوز نمی‌دانيد كه بدن شما، مسكن روح‌القدس می‌باشد كه او را خدا به شما عطا كرده است؟ آيا نمی‌دانيد كه روح‌القدس در وجود شما زندگی می‌كند؟ پس بدن شما، از آن خودتان نيست![۲۰] خدا شما را به بهايی گران خريده است، پس تمام اعضای بدن خود را برای نشان دادن جلال و عظمت خدا بكار ببريد، چون او صاحب بدن شماست.

مزامير ۱۱۵:۴-۸
[۴] اما خدايان آنها، بت‌های طلا و نقره می‌باشند كه با دستهای انسان ساخته شده‌اند.[۵] بت‌هايشان دهان دارند ولی حرف نمی‌زنند. چشم دارند اما نمی‌بينند.[۶] گوش دارند ولی نمی‌شنوند. بينی دارند، اما نمی‌بويند.[۷] دست دارند، ولی لمس نمی‌كنند. پا دارند اما راه نمی‌روند. از گلويشان صدايی بيرون نمی‌آيد.[۸] همه كسانی كه اين بتها را می‌سازند و آنها را پرستش می‌كنند مانند بتهايشان بی‌شعور و نادان هستند.

روميان ۱۴:۱۳-۱۷
[۱۳] پس بهتر است از يكديگر ايراد نگيريد. درعوض بكوشيد رفتارتان بگونه‌ای باشد كه برادر مسيحی‌تان آن را گناه بحساب نياورد، در غيراينصورت ممكن است ايمانش سست گردد.[۱۴] من خود، به سبب اختياری كه عيسای خداوند به من داده است، يقين دارم كه خوردن گوشت قربانی بتها بخودی خود اشكالی ندارد. اما اگر كسی اين كار را نادرست و گناه می‌پندارد، نبايد چنين گوشتی را بخورد، زيرا در اينصورت مرتكب گناه شده است.[۱۵] همچنين اگر می‌بينيد كه آنچه می‌خوريد موجب آزردگی وجدان برادرتان می‌شود، بايد از اين كار دست بكشيد، درغيراينصورت بر اساس محبت رفتار نمی‌كنيد. اجازه ندهيد خوردن شما باعث از بين رفتن ايمان كسی شود كه مسيح در راه او جانش را فدا كرد.[۱۶] پس كاری نكنيد كه برای آن از شما ايراد بگيرند، حتی اگر آن كار بنظر خودتان درست باشد.[۱۷] چون ملكوت خدا كه هدف زندگی ما مسيحيان است، خوردن و نوشيدن نيست بلكه بهره‌مند شدن از نيكی و آرامش و شادی است كه روح‌القدس عطا می‌فرمايد.

مزامير ۷۸:۲۶-۳۱
[۲۶] سپس با قدرت الهی خود، بادهای شرقی و جنوبی را فرستاد[۲۷] تا پرندگان بی‌شماری همچون شنهای ساحل دريا برای قوم او بياورند.[۲۸] پرندگان در اردوی اسرائيل، اطراف خيمه‌ها فرود آمدند.[۲۹] پس خوردند و سير شدند؛ آنچه را كه خواستند خدا به ايشان داد.[۳۰] اما هنوز غذا در دهانشان بود كه غضب خدا بر ايشان افروخته شد و شجاعان و جوانان اسرائيل را كشت، زيرا از حرص خود دست نكشيدند.[۳۱] ***

دوم تيموتيوس ۳:۱-۹
[۱] اين را نيز بايد بدانی كه در زمانهای آخر، مسيحی بودن بسيار دشوار خواهد بود[۲] زيرا مردم، خودپرست، پول دوست، مغرور و متكبر خواهند بود؛ و خدا رامسخره كرده، نسبت به والدين نامطيع و ناسپاس خواهند شد و دست به هر عمل زشتی خواهند زد.[۳] مردم، سنگدل و بی‌رحم، تهمت زن، ناپرهيزگار، خشن و متنفر از خوبی خواهند بود، و كسانی را كه می‌خواهند زندگی پاكی داشته باشند، به باد تمسخر خواهند گرفت؛[۴] در آن زمان، خيانت در دوستی امری عادی بنظر خواهد آمد؛ انسانها خودرأی، تندخو و مغرور خواهند بود، و عيش و عشرت را بيشتر از خدا دوست خواهند داشت؛[۵] به ظاهر افرادی مؤمن، اما در باطن بی‌ايمان خواهند بود. فريب اينگونه اشخاص خوش‌ظاهر را نخور.[۶] اينگونه افراد هستند كه با هزاران نيرنگ به خانه‌های مردم راه پيدا می‌كنند و با زنان كم‌عقل كه گذشتۀ گناه‌آلودی داشته‌اند، طرح دوستی می‌ريزند و تعاليم غلط خود را به خورد ايشان می‌دهند.[۷] اين قبيل زنان همواره كسانی را كه تعاليم جديدی می‌آورند، پيروی می‌كنند، اما هرگز به شناخت حقيقت دست نمی‌يابند.[۸] همانگونه كه «ينيس» و «يمبريس» با موسی مخالفت می‌كردند، اين معلمين نيز با حقيقت و راستی مخالفت می‌كنند؛ ايشان افكاری آلوده و فاسد دارند و از ايمان برگشته‌اند.[۹] اما وضع هميشه اينطور نخواهد ماند، و يک روز گمراهی و نادانی‌شان بر همه آشكار خواهد گرديد، چنانكه نادانی ينيس و يمبريس آشكار شد.

اعداد ۱۱:۱۸-۳۴
[۱۸] «به بنی‌اسرائيل بگو كه خود را طاهر سازند، چون فردا گوشت به آنها می‌دهم تا بخورند. به ايشان بگو كه خداوند ناله‌های شما را شنيده است كه گفته‌ايد: ای كاش گوشت برای خوردن می‌داشتيم. وقتی در مصر بوديم وضع ما بهتر بود![۱۹] نه برای يک روز، دو روز، پنج روز، ده روز، بيست روز، بلكه برای يک ماه تمام گوشت خواهيد خورد بحدی كه از دماغتان درآيد و از آن بيزار شويد، زيرا خدايی را كه در ميان شماست رد نموده، از فراق مصر گريه كرديد.»[۲۰] ***[۲۱] ولی موسی عرض كرد: «تنها تعداد مردان پيادۀ قوم ششصد هزار نفر است و آنوقت تو قول می‌دهی كه يک ماه تمام گوشت به اين قوم بدهی؟[۲۲] اگر ما تمام گله‌ها و رمه‌های خود را سر ببريم باز هم كفاف نخواهد داد! و اگر تمام ماهيان دريا را هم بگيريم اين قوم را نمی‌توانيم سير كنيم!»[۲۳] خداوند به موسی فرمود: «آيا من ناتوان شده‌ام؟ بزودی خواهی ديد كه قول من راست است يا نه.»[۲۴] پس موسی خيمۀ عبادت را ترک نموده، سخنان خداوند را به گوش قوم رسانيد و هفتاد نفر از رهبران بنی‌اسرائيل را جمع كرده، ايشان را در اطراف خيمۀ عبادت برپا داشت.[۲۵] خداوند در ابر نازل شده، با موسی صحبت كرد و از روحی كه بر موسی قرار داشت گرفته، بر آن هفتاد رهبر قوم نهاد. وقتی كه روح بر ايشان قرار گرفت برای مدتی نبوت كردند.[۲۶] دو نفر از آن هفتاد نفر به نامهای الداد و می‌داد، در اردوگاه مانده و به خيمه نرفته بودند، ولی روح بر ايشان نيز قرار گرفت و در همان جايی كه بودند نبوت كردند.[۲۷] جوانی دويده، اين واقعه را برای موسی تعريف كرد[۲۸] و يوشع پسر نون كه يكی از دستياران منتخب موسی بود اعتراض نموده، گفت: «ای سرور من، جلو كار آنها را بگير!»[۲۹] ولی موسی جواب داد: «آيا تو بجای من حسادت می‌كنی؟ ای كاش تمامی قوم خداوند نبی بودند و خداوند روح خود را بر همۀ آنها می‌نهاد!»[۳۰] بعد موسی با رهبران اسرائيل به اردوگاه بازگشت.[۳۱] خداوند بادی وزانيد كه از دريا بلدرچين آورد. بلدرچينها اطراف اردوگاه را از هر طرف به مسافت چند كيلومتر در ارتفاعی قريب يک متر از سطح زمين پر ساختند.[۳۲] بنی‌اسرائيل تمام آن روز و شب و روز بعد از آن، بلدرچين گرفتند. حداقل وزن پرندگانی كه هر كس جمع كرده بود قريب سيصد من بود. به منظور خشک كردن بلدرچين‌ها، آنها را در اطراف اردوگاه پهن كردند.[۳۳] ولی بمحض اينكه شروع به خوردن گوشت نمودند، خشم خداوند بر قوم اسرائيل افروخته شد و بلايی سخت نازل كرده، عدۀ زيادی از آنان را از بين برد.[۳۴] پس آن مكان را «قبروت هتاوه» (يعنی «قبرستان حرص و ولع») ناميدند، چون در آنجا اشخاصی را دفن كردند كه برای گوشت و سرزمين مصر حريص شده بودند.

Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible Copyright © 1995‎, 2005, 2018 by Biblica‎, Inc.®