A A A A A

گناهان: [طلاق]

متی ۱۹:۹
و من به شما می‌گويم كه هر كس زن خود را به هر علتی بغير از علت زنا طلاق دهد و با زن ديگری ازدواج كند، زناكار محسوب می‌شود.»

متی ۵:۳۲
اما من می‌گويم هر كه زن خود را بدون اينكه خيانتی از او ديده باشد، طلاق دهد و آن زن دوباره شوهر كند، آن مرد مقصر است زيرا باعث شده زنش زنا كند؛ و مردی نيز كه با اين زن ازدواج كرده، زناكار است.

لوقا ۱۶:۱۸
«هركه زن خود را طلاق دهد و با ديگری ازدواج كند، زنا می‌كند؛ و هر مردی نيز كه با زن طلاق داده شده‌ای ازدواج كند، در واقع مرتكب زنا می‌شود.»

اول قرنتيان ۷:۱۰-۱۱
[۱۰] در اينجا، برای آنانی كه ازدواج كرده‌اند، ديگر نه يک توصيه، بلكه يک دستور دارم، دستوری كه از جانب من نيست بلكه خود خداوند آن را فرموده است؛ و آن اينست كه زن نبايد از شوهرش جدا شود.[۱۱] اما اگر قبلاً از او جدا شده است، بهتر است يا مجرد بماند، يا نزد شوهرش بازگردد. شوهر نيز نبايد زن خود را طلاق دهد.

متی ۵:۳۱-۳۲
[۳۱] «گفته شده است: اگر كسی می‌خواهد از دست زنش خلاص شود، كافی است طلاقنامه‌ای بنويسد و به او بدهد.[۳۲] اما من می‌گويم هر كه زن خود را بدون اينكه خيانتی از او ديده باشد، طلاق دهد و آن زن دوباره شوهر كند، آن مرد مقصر است زيرا باعث شده زنش زنا كند؛ و مردی نيز كه با اين زن ازدواج كرده، زناكار است.

متی 19:3-9
[3] آنگاه بعضی از فريسيان پيش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگير كنند. پس به عيسی گفتند: «آيا شما اجازه می‌دهيد مرد زن خود را طلاق دهد؟»[4] عيسی جواب داد: «مگر شما كتاب آسمانی را نمی‌خوانيد؟ در كتاب آسمانی نوشته شده است كه در آغاز خلقت، پروردگار مرد و زن را آفريد[5] و دستور داد مرد از پدر و مادر خود جدا شود و برای هميشه به زن خود بپيوندد و با او يكی شود، بطوری كه آن دو نفر ديگر دو تن نيستند بلكه يک تن. هيچ انسانی حق ندارد آن دو را كه خدا به هم پيوسته است، جدا كند.»[6] ***[7] پرسيدند: «اگر چنين است، چرا موسی فرموده كه مرد می‌تواند زنش را طلاق بدهد، و كافی است كه طلاقنامه‌ای بنويسد و به دست زنش بدهد و از او جدا شود؟»[8] عيسی جواب داد: «موسی چنين گفت زيرا می‌دانست شما چقدر سنگدل و بيرحم هستيد. اما اين خواست خداوند در آغاز خلقت نبود.[9] و من به شما می‌گويم كه هر كس زن خود را به هر علتی بغير از علت زنا طلاق دهد و با زن ديگری ازدواج كند، زناكار محسوب می‌شود.»

مرقس 10:2-12
[2] در آن ميان، چند تن از فرقۀ فريسی‌ها آمدند و از او پرسيدند: «آيا شما اجازه می‌دهيد مرد، زن خود را طلاق دهد؟» البته منظور آنان اين بود كه عيسی را در بحث غافلگير كنند.[3] عيسی نيز از ايشان پرسيد: «موسی در مورد طلاق چه دستوری داده است؟»[4] جواب دادند: «موسی فرموده كه طلاق دادن زن اشكالی ندارد. فقط كافی است كه مرد طلاقنامه‌ای بنويسد و به زن خود بدهد.»[5] عيسی فرمود: «آيا می‌دانيد چرا موسی چنين دستوری داد؟ علتش فقط سنگدلی و بدذاتی شما بوده است.[6] ولی قطعاً خواست خدا چنين نيست. چون خدا از همان ابتدا، مرد و زن را برای پيوند هميشگی آفريد. به همين دليل، مرد بايد از پدر و مادر خود جدا شود، و به همسرش بپيوندد،[7] ***[8] بطوری كه از آن پس دو تن نباشند بلكه يک تن باشند.[9] و هيچ‌كس حق ندارد اين اتحاد را برهم زند و ايشان را از يكديگر جدا سازد. چون خدا آن دو را با هم يكی ساخته است.»[10] بعداً وقتی عيسی در خانه تنها بود، شاگردانش بار ديگر سر صحبت را دربارۀ همين موضوع باز كردند.[11] عيسی به ايشان فرمود: «اگر مردی همسرش را طلاق دهد و با زن ديگری ازدواج كند، نسبت به همسرش زنا كرده است.[12] همچنين اگر زنی از شوهرش جدا شود و با مرد ديگری ازدواج كند، او نيز زنا كرده است.»

اول قرنتيان 7:10-16
[10] در اينجا، برای آنانی كه ازدواج كرده‌اند، ديگر نه يک توصيه، بلكه يک دستور دارم، دستوری كه از جانب من نيست بلكه خود خداوند آن را فرموده است؛ و آن اينست كه زن نبايد از شوهرش جدا شود.[11] اما اگر قبلاً از او جدا شده است، بهتر است يا مجرد بماند، يا نزد شوهرش بازگردد. شوهر نيز نبايد زن خود را طلاق دهد.[12] اكنون می‌خواهم نكاتی را بعنوان توصيه بيان كنم كه گرچه مستقيماً از جانب خداوند نيستند، اما به نظر من بسيار مفيد می‌باشند. اگر يک مرد مسيحی، همسری غيرمسيحی دارد، و آن زن حاضر است با او زندگی كند، او نبايد زن خود را طلاق دهد.[13] همچنين اگر يک زن مسيحی شوهری غير مسيحی دارد، و شوهرش از او می‌خواهد كه با او زندگی كند، آن زن نبايد از شوهرش جدا شود.[14] زيرا زن يا شوهر مسيحی با خود قدوسيت را وارد ازدواج خود می‌كند، در غير اينصورت فرزندان ايشان ناپاک محسوب می‌شدند، اما بطوری كه می‌بينيم، ايشان مقدس بشمار می‌آيند.[15] اما اگر شوهر يا زن غير مسيحی مايل باشد از همسر خود جدا شود، اشكالی ندارد. در اين مورد، زن يا شوهر مسيحی نبايد اصرار كند كه همسرش با او بماند، زيرا خدا می‌خواهد كه ما ايمانداران در آرامش و صفا زندگی كنيم.[16] در ثانی، شما زنان مسيحی نمی‌توانيد مطمئن باشيد كه اگر شوهرانتان با شما بمانند، نجات خواهند يافت. همچنين شما شوهران مسيحی نيز نمی‌توانيد درمورد همسرانتان چنين اطمينانی داشته باشيد.

متی 19:3-12
[3] آنگاه بعضی از فريسيان پيش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگير كنند. پس به عيسی گفتند: «آيا شما اجازه می‌دهيد مرد زن خود را طلاق دهد؟»[4] عيسی جواب داد: «مگر شما كتاب آسمانی را نمی‌خوانيد؟ در كتاب آسمانی نوشته شده است كه در آغاز خلقت، پروردگار مرد و زن را آفريد[5] و دستور داد مرد از پدر و مادر خود جدا شود و برای هميشه به زن خود بپيوندد و با او يكی شود، بطوری كه آن دو نفر ديگر دو تن نيستند بلكه يک تن. هيچ انسانی حق ندارد آن دو را كه خدا به هم پيوسته است، جدا كند.»[6] ***[7] پرسيدند: «اگر چنين است، چرا موسی فرموده كه مرد می‌تواند زنش را طلاق بدهد، و كافی است كه طلاقنامه‌ای بنويسد و به دست زنش بدهد و از او جدا شود؟»[8] عيسی جواب داد: «موسی چنين گفت زيرا می‌دانست شما چقدر سنگدل و بيرحم هستيد. اما اين خواست خداوند در آغاز خلقت نبود.[9] و من به شما می‌گويم كه هر كس زن خود را به هر علتی بغير از علت زنا طلاق دهد و با زن ديگری ازدواج كند، زناكار محسوب می‌شود.»[10] شاگردان عيسی به او گفتند: «با اين حساب، ازدواج نكردن بهتر است!»[11] عيسی فرمود: «هر انسانی نمی‌تواند از ازدواج بپرهيزد، بلكه فقط كسانی می‌توانند مجرد بمانند كه از خداوند فيض خاصی يافته باشند.[12] بعضی بعلت نقص مادرزادی قادر به ازدواج نيستند؛ بعضی را نيز مردم ناقص كرده‌اند و نمی‌توانند ازدواج كنند؛ و بعضی نيز به خاطر خدمت خدا ازدواج نمی‌كنند. هر كه قدرت اجرای اين اصل ازدواج را دارد، بگذاريد آن را بپذيرد.»

مرقس 10:12
همچنين اگر زنی از شوهرش جدا شود و با مرد ديگری ازدواج كند، او نيز زنا كرده است.»

تثنييه ۲۴:۱-۴
[۱] اگر مردی پس از ازدواج با زنی، به عللی از او راضی نباشد، و طلاقنامه‌ای نوشته، به دستش دهد و او را رها سازد[۲] و آن زن دوباره ازدواج كند[۳] و شوهر دومی نيز از او راضی نباشد و او را طلاق دهد يا بميرد،[۴] آنگاه شوهر اولش نمی‌تواند دوباره با او ازدواج كند، زيرا آن زن نجس شده است. خداوند از چنين ازدواجی متنفر است و اين عمل باعث می‌شود زمينی كه خداوند، خدايتان به شما داده است به گناه آلوده شود.

ملاکی 2:16
خداوند، خدای اسرائيل می‌فرمايد: «من از طلاق نفرت دارم، و نيز از اينكه كسی ظلم را همچون جامه به تن كند. پس مواظب روحهای خود باشيد و از خيانت بپرهيزيد.»

اول قرنتيان 7:39
زن تا زمانی كه شوهرش زنده است، قسمتی از وجود اوست. ولی اگر شوهرش فوت كند، می‌تواند دوباره ازدواج نمايد، اما فقط با يک مسيحی.

روميان 7:2-5
[2] بعنوان مثال زنی كه ازدواج كرده، تا زمانی كه شوهرش زنده است، شرعاً به شوهرش تعلق دارد و مجاز نيست با مرد ديگری ازدواج كند. اما اگر شوهرش فوت كند، آزاد است و می‌تواند با مرد ديگری ازدواج كند. آن زن در صورتی كه پيش از فوت شوهر دست به چنين عملی بزند، زناكار خوانده می‌شود، اما پس از مرگ شوهرش، اشكالی در اين كار وجود ندارد.[3] ***[4] درمورد شما نيز همين امر صادق است، به اين ترتيب كه شريعت يهود در گذشته همچون شوهر و صاحب اختيار شما بود. اما شما همراه مسيح بر روی صليب مرديد، از اينرو از قيد «ازدواج و تعلق به شريعت يهود» آزاد شده‌ايد و شريعت ديگر بر شما تسلط و حكمرانی ندارد. سپس همانطور كه مسيح زنده شد، شما هم زنده شديد و اكنون شخص جديدی هستيد. حال، می‌توان گفت كه شما با آن كسی كه از مردگان برخاست و زنده شد، «ازدواج كرده‌ايد»، و از اينرو می‌توانيد برای خدمت خدا مفيد باشيد و ثمر بياوريد.[5] هنگامی كه هنوز طبيعت كهنۀ شما بر وجودتان مسلط بود، شريعت و احكام دين يهود باعث می‌شد خواهشهای گناه‌آلود در شما بيدار شوند و وادارتان سازند تا اعمالی را انجام دهيد كه خدا نهی كرده است؛ به اين ترتيب به سوی تباهی و مرگ می‌رفتيد.

عبرانيان ۱۳:۴
به ازدواج خود و به عهد و پيمانی كه بسته‌ايد وفادار باشيد، و پيوند زناشويی‌تان را از آلودگی دور نگاه داريد، زيرا خدا افراد فاسد و زناكار را حتماً مجازات خواهد كرد.

تثنييه ۲۴:۱
اگر مردی پس از ازدواج با زنی، به عللی از او راضی نباشد، و طلاقنامه‌ای نوشته، به دستش دهد و او را رها سازد

متی ۱۹:۴-۶
[۴] عيسی جواب داد: «مگر شما كتاب آسمانی را نمی‌خوانيد؟ در كتاب آسمانی نوشته شده است كه در آغاز خلقت، پروردگار مرد و زن را آفريد[۵] و دستور داد مرد از پدر و مادر خود جدا شود و برای هميشه به زن خود بپيوندد و با او يكی شود، بطوری كه آن دو نفر ديگر دو تن نيستند بلكه يک تن. هيچ انسانی حق ندارد آن دو را كه خدا به هم پيوسته است، جدا كند.»[۶] ***

متی ۱۸:۱۵-۱۷
[۱۵] «اگر برادری به تو بدی كند، برو و خصوصی با او گفتگو كن و او را متوجۀ خطايش بساز. اگر سخن تو را گوش گرفت و به تقصيرش اعتراف كرد، برادری را باز يافته‌ای.[۱۶] ولی اگر قبول نكرد، اين بار با دو يا سه نفر ديگر پيش او برو تا اين اشخاص شاهد سخنان تو باشند.[۱۷] ولی اگر باز هم به گفته‌های شما گوش نداد، آنگاه موضوع را با كليسا در ميان بگذار؛ و اگر كليسا به تو حق بدهد و آن برادر باز هم زير بار نرود، آنگاه كليسا بايد با او همچون يک بيگانه رفتار كند.

ملاکی 2:14-16
[14] می‌گوييد: «چرا خداوند ما را ترک كرده است؟» دليلش اينست كه شما به همسرتان كه در جوانی با وی پيوند وفاداری بسته بوديد، خيانت كرده‌ايد و خداوند كه شاهد اين پيوند بوده، خيانت شما را ديده است.[15] خداوند شما را با يكديگر پيوند داد و شما در نظر او يک تن شديد. حال، خدا از شما چه می‌خواهد؟ او می‌خواهد كه فرزندان خداشناس داشته باشيد. پس مواظب باشيد كه به همسر خود خيانت نكنيد.[16] خداوند، خدای اسرائيل می‌فرمايد: «من از طلاق نفرت دارم، و نيز از اينكه كسی ظلم را همچون جامه به تن كند. پس مواظب روحهای خود باشيد و از خيانت بپرهيزيد.»

افسسيان ۵:۲۲-۲۳
[۲۲] ای زنان، همچنانكه از مسيح اطاعت می‌كنيد، از شوهرتان نيز اطاعت نماييد.[۲۳] زيرا شوهر سرپرست زن است، همانطور كه مسيح سرپرست كليساست. به همين علت بود كه او جانش را فدا كرد و نجات‌دهندۀ كليسا گرديد.

اول تيموتيوس ۵:۸
اما اگر كسی به احتياجات خويشان و بخصوص اعضای خانوادۀ خود بی‌توجه باشد، اجازه ندارد خود را مسيحی بخواند؛ چنين شخص از يک كافر هم پست‌تر است.

اول قرنتيان ۷:۱۷-۲۴
[۱۷] به هرحال، هنگامی كه در اين موارد تصميمی می‌گيريد، يقين حاصل كنيد كه مطابق خواست خدا عمل می‌كنيد. ازدواج كردن يا نكردن شما، بايد طبق هدايت خدا باشد. درضمن، شرايط و موقعيتی را كه خدا شما را در آن قرار داده است، بپذيريد. اينست دستور من برای تمام كليساها.[۱۸] بعنوان مثال، مردی كه پيش از مسيحی شدنش، مطابق رسم يهود ختنه شده است، نبايد از اين امر ناراحت باشد؛ و اگر ختنه نشده است، نبايد حالا ختنه شود.[۱۹] زيرا برای يک مسيحی، هيچ فرقی ندارد كه ختنه شده يا نشده باشد. مهم، خشنود ساختن خدا و اطاعت از دستورات اوست.[۲۰] وقتی خدا شخصی را دعوت می‌كند تا زندگی خود را به مسيح بسپارد، لزومی ندارد كه او شرايط و موقعيت سابق خود را تغيير دهد.[۲۱] فرض كنيد كه شما بردۀ كسی هستيد. لازم نيست از اين موضوع ناراحت باشيد. البته اگر فرصتی برای آزادی پيش آمد، از آن استفاده كنيد.[۲۲] اگر به هنگام دعوت خداوند، برده باشيد، اين را بدانيد كه مسيح شما را آزاد كرده است، آزاد از قدرت گناه! و اگر به هنگام دعوت خداوند، برده نيستيد، بدانيد كه اكنون بردۀ مسيح هستيد.[۲۳] مسيح شما را به قيمت جان خود خريده است و شما از آن او هستيد. پس، اسير اصول انسانی نشويد![۲۴] بنابراين، ای برادران عزيز، وقتی يک نفر به مسيح ايمان می‌آورد، در هر موقعيت و شرايطی كه هست باقی بماند، زيرا خدا در هر حالتی با اوست و او را ياری می‌كند.

متی ۲۳:۲۳
«وای به حال شما ای علمای دينی و فريسيان رياكار! شما حتی ده يک محصول نعناع و شِويد و زيره باغچه‌تان را زكات می‌دهيد، اما از طرف ديگر مهمترين احكام خدا را كه نيكويی، گذشت و صداقت است فراموش كرده‌ايد. شما بايد ده يک را بدهيد، ولی احكام مهم‌تر خدا را نيز فراموش نكنيد.

روميان ۷:۱-۳
[۱] ای برادران عزيز، شما كه از اصول شريعت آگاهی داريد، يقيناً می‌دانيد كه وقتی شخصی می‌ميرد، اصول شريعت ديگر بر او حاكم نيست.[۲] بعنوان مثال زنی كه ازدواج كرده، تا زمانی كه شوهرش زنده است، شرعاً به شوهرش تعلق دارد و مجاز نيست با مرد ديگری ازدواج كند. اما اگر شوهرش فوت كند، آزاد است و می‌تواند با مرد ديگری ازدواج كند. آن زن در صورتی كه پيش از فوت شوهر دست به چنين عملی بزند، زناكار خوانده می‌شود، اما پس از مرگ شوهرش، اشكالی در اين كار وجود ندارد.[۳] ***

لوقا ۶:۳۰
هر كه از تو چيزی بخواهد، از او دريغ مدار، و اگر اموالت را گرفتند، در فكر پس گرفتن نباش.

متی ۱۹:۶-۱۲
[۶] ***[۷] پرسيدند: «اگر چنين است، چرا موسی فرموده كه مرد می‌تواند زنش را طلاق بدهد، و كافی است كه طلاقنامه‌ای بنويسد و به دست زنش بدهد و از او جدا شود؟»[۸] عيسی جواب داد: «موسی چنين گفت زيرا می‌دانست شما چقدر سنگدل و بيرحم هستيد. اما اين خواست خداوند در آغاز خلقت نبود.[۹] و من به شما می‌گويم كه هر كس زن خود را به هر علتی بغير از علت زنا طلاق دهد و با زن ديگری ازدواج كند، زناكار محسوب می‌شود.»[۱۰] شاگردان عيسی به او گفتند: «با اين حساب، ازدواج نكردن بهتر است!»[۱۱] عيسی فرمود: «هر انسانی نمی‌تواند از ازدواج بپرهيزد، بلكه فقط كسانی می‌توانند مجرد بمانند كه از خداوند فيض خاصی يافته باشند.[۱۲] بعضی بعلت نقص مادرزادی قادر به ازدواج نيستند؛ بعضی را نيز مردم ناقص كرده‌اند و نمی‌توانند ازدواج كنند؛ و بعضی نيز به خاطر خدمت خدا ازدواج نمی‌كنند. هر كه قدرت اجرای اين اصل ازدواج را دارد، بگذاريد آن را بپذيرد.»

افسسيان ۵:۳۱
در مورد يكی بودن زن و شوهر، كتاب آسمانی می‌فرمايد: «مرد پس از ازدواج، بايد از پدر و مادر خود جدا شود تا بتواند بطور كامل به همسر خويش بپيوندد، و آن دو از آن پس، يكی خواهند بود.»

ارمييا ۳:۸
با اينكه يهودا ديد كه من اسرائيل بی‌وفا را طلاق داده‌ام، نترسيد و اينک او نيز مرا ترک كرده، تن به روسپی‌گری داده و بسوی بت‌پرستی رفته است.

اعمال رسولان ۲:۳۸
پطرس جواب داد: «هر يک از شما بايد از گناهانتان دست كشيده، بسوی خدا باز گرديد و به نام عيسی تعميد بگيريد تا خدا گناهانتان را ببخشد. آنگاه خدا به شما نيز اين هديه، يعنی روح‌القدس را عطا خواهد فرمود.

روميان ۴:۱۵
اما حقيقت امر اينست كه هرگاه بكوشيم نجات و سعادت الهی را از راه انجام احكام شريعت بدست آوريم، هميشه نتيجه‌اش اين می‌شود كه مورد خشم و غضب خدا قرار می‌گيريم؛ زيرا هيچگاه موفق نمی‌شويم آن احكام را كاملاً رعايت كنيم. ما تنها زمانی می‌توانيم قانون شكنی نكنيم كه اصلاً قانونی وجود نداشته باشد.

اول قرنتيان ۷:۱۴-۱۵
[۱۴] زيرا زن يا شوهر مسيحی با خود قدوسيت را وارد ازدواج خود می‌كند، در غير اينصورت فرزندان ايشان ناپاک محسوب می‌شدند، اما بطوری كه می‌بينيم، ايشان مقدس بشمار می‌آيند.[۱۵] اما اگر شوهر يا زن غير مسيحی مايل باشد از همسر خود جدا شود، اشكالی ندارد. در اين مورد، زن يا شوهر مسيحی نبايد اصرار كند كه همسرش با او بماند، زيرا خدا می‌خواهد كه ما ايمانداران در آرامش و صفا زندگی كنيم.

متی ۱۹:۱
چون عيسی سخنان خود را به پايان رساند، جليل را ترک كرد و به ناحيه‌ای از يهوديه در آنسوی رود اردن رفت.

اول قرنتيان ۷:۸-۹
[۸] پس به آنانی كه هنوز ازدواج نكرده‌اند، و نيز به بيوه زنان می‌گويم كه بهتر است اگر می‌توانند، مثل من مجرد بمانند.[۹] اما اگر نمی‌توانند بر اميال خود مسلط باشند، بهتر است كه ازدواج كنند، زيرا ازدواج كردن، بهتر است از سوختن در آتش شهوت.

ملاکی ۲:۱۳-۱۶
[۱۳] شما قربانگاه خداوند را با اشكهای خود پر می‌كنيد، زيرا ديگر خداوند هدايای شما را نمی‌پذيرد و بركتی به شما نمی‌دهد.[۱۴] می‌گوييد: «چرا خداوند ما را ترک كرده است؟» دليلش اينست كه شما به همسرتان كه در جوانی با وی پيوند وفاداری بسته بوديد، خيانت كرده‌ايد و خداوند كه شاهد اين پيوند بوده، خيانت شما را ديده است.[۱۵] خداوند شما را با يكديگر پيوند داد و شما در نظر او يک تن شديد. حال، خدا از شما چه می‌خواهد؟ او می‌خواهد كه فرزندان خداشناس داشته باشيد. پس مواظب باشيد كه به همسر خود خيانت نكنيد.[۱۶] خداوند، خدای اسرائيل می‌فرمايد: «من از طلاق نفرت دارم، و نيز از اينكه كسی ظلم را همچون جامه به تن كند. پس مواظب روحهای خود باشيد و از خيانت بپرهيزيد.»

روميان ۷:۲
بعنوان مثال زنی كه ازدواج كرده، تا زمانی كه شوهرش زنده است، شرعاً به شوهرش تعلق دارد و مجاز نيست با مرد ديگری ازدواج كند. اما اگر شوهرش فوت كند، آزاد است و می‌تواند با مرد ديگری ازدواج كند. آن زن در صورتی كه پيش از فوت شوهر دست به چنين عملی بزند، زناكار خوانده می‌شود، اما پس از مرگ شوهرش، اشكالی در اين كار وجود ندارد.

متی ۹:۱۳
سپس اضافه كرد: «برويد، كمی در مورد اين آيۀ كتاب آسمانی فكر كنيد كه می‌فرمايد: «من از شما هديه و قربانی نمی‌خواهم، بلكه دلسوزی و ترحم می‌خواهم.» رسالت من در اين دنيا اين است كه گناهكاران را بسوی خدا بازگردانم، نه آنانی را كه گمان می‌كنند عادل و مقدسند!»

روميان ۷:۳
***

اول قرنتيان ۷:۲۷-۲۸
[۲۷] البته اگر همسر داريد، بخاطر اين موضوع، از او جدا نشويد، ولی اگر همسر نداريد، بهتر است ازدواج نكنيد.[۲۸] اما اگر شما برادران، تصميم داريد در همين شرايط نيز ازدواج كنيد، اشكالی ندارد؛ و اگر دختری هم خواست ازدواج كند، گناهی مرتكب نشده است. اما بدانيد كه ازدواج، مشكلات شما را بيشتر می‌كند، و من دلم نمی‌خواهد كه شما را در مشكلات ببينم.

پيدايش ۲:۱۸-۲۴
[۱۸] خداوند فرمود: «شايسته نيست آدم تنها بماند. بايد برای او يار مناسبی به وجود آورم.»[۱۹] آنگاه خداوند همهٔ حيوانات و پرندگانی را كه از خاک سرشته بود، نزد آدم آورد تا ببيند آدم چه نامهايی بر آنها خواهد گذاشت. بدين ترتيب تمام حيوانات و پرندگان نامگذاری شدند.[۲۰] پس آدم تمام حيوانات و پرندگان را نامگذاری كرد، اما برای او يار مناسبی يافت نشد.[۲۱] آنگاه خداوند آدم را به خواب عميقی فرو برد و يكی از دنده‌هايش را برداشت و جای آن را با گوشت پُر كرد،[۲۲] و از آن دنده، زنی سرشت و او را پيش آدم آورد.[۲۳] آدم گفت: «اين است استخوانی از استخوانهايم و گوشتی از گوشتم. نام او «نسا» باشد، چون از انسان گرفته شد.»[۲۴] به اين سبب است كه مرد از پدر و مادر خود جدا می‌شود و به همسر خود می‌پيوندد، و از آن پس، آن دو يكی می‌شوند.

Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible Copyright © 1995‎, 2005, 2018 by Biblica‎, Inc.®