A A A A A

شخصیت خوب: [پاکیزگی]

اشعيا ۱:۱۶
«خود را بشوييد و طاهر شويد! گناهانی را كه در حضور من مرتكب شده‌ايد از خود دور كنيد.

مزامير ۵۱:۷
گناه مرا از من دور كن تا پاک شوم؛ مرا شستشو ده تا سفيدتر از برف شوم.

اول يوحنا ۱:۷-۹
[۷] اما اگر ما نيز مانند مسيح در نور حضور خدا زندگی می‌كنيم، آنگاه با يكديگر رابطه‌ای نزديک داريم و خون عيسی، فرزند خدا، ما را از هر گناه پاک می‌سازد.[۸] اگر بگوييم گناهی نداريم، خود را فريب می‌دهيم و از حقيقت گريزانيم.[۹] اما اگر گناهان خود را به او اعتراف نماييم، می‌توانيم اطمينان داشته باشيم كه او ما را می‌بخشد و از هر ناراستی پاک می‌سازد. اين كار خدا كاملاً منصفانه و درست است، زيرا عيسی مسيح برای شستن و پاک كردن گناهان ما، جان خود را فدا كرده است.

حزقيال 36:25
آنگاه آب پاک بر شما خواهم ريخت تا از بت‌پرستی و تمام گناهان ديگر پاک شويد.

مزامير 51:10
خدايا، دلی پاک در درون من بيافرين و از نو، روحی راست به من عطا كن.

اعمال رسولان ۹:۱-۳۱
[۱] و اما پولُس كه از تهديد و كشتار پيروان مسيح هيچ كوتاهی نمی‌كرد، نزد كاهن اعظم اورشليم رفت و از او معرفی نامه‌هايی خطاب به كنيسه‌ها و عبادتگاه‌های دمشق، پايتخت سوريه خواست تا ايشان با او در امر دستگيری پيروان عيسی، چه مرد و چه زن، همكاری كنند و او بتواند ايشان را دست بسته به اورشليم بياورد.[۲] ***[۳] پس او رهسپار شد. در راه، در نزديكی دمشق، ناگهان نوری خيره كننده از آسمان گرداگرد پولس تابيد،[۴] بطوری كه بر زمين افتاد و صدايی شنيد كه به او می‌گفت: «پولس، پولس، چرا اينقدر مرا رنج می‌دهی؟»[۵] پولس پرسيد: «آقا، شما كيستيد؟» آن صدا جواب داد: «من عيسی هستم، همان كسی كه تو به او آزار می‌رسانی![۶] اكنون برخيز، به شهر برو و منتظر دستور من باش.»[۷] همسفران پولس مبهوت ماندند، چون صدايی می‌شنيدند ولی كسی را نمی‌ديدند![۸] وقتی پولس به خود آمد و از زمين برخاست، متوجه شد كه چيزی نمی‌بيند. پس دست او را گرفتند وبه دمشق بردند. در آنجا سه روز نابينا بود و در اين مدت چيزی نخورد و ننوشيد.[۹] ***[۱۰] در دمشق، شخصی مسيحی به نام حنانيا زندگی می‌كرد. خداوند در رؤيا به او فرمود: «حنانيا!» حنانيا جواب داد: «بلی، ای خداوند!»[۱۱] خداوند فرمود: «برخيز و به كوچۀ راست، به خانۀ يهودا برو و سراغ پولس طرسوسی را بگير. الان او مشغول دعاست.[۱۲] من در رؤيا به او نشان داده‌ام كه شخصی به نام حنانيا می‌آيد و دست بر سر او می‌گذارد تا دوباره بينا شود!»[۱۳] حنانيا عرض كرد: «خداوندا، ولی من شنيده‌ام كه اين شخص به ايمانداران اورشليم بسيار آزار رسانده است![۱۴] و می‌گويند از طرف كاهنان اعظم اجازه دارد كه تمام ايمانداران دمشق را نيز بازداشت كند!»[۱۵] اما خداوند فرمود: «برو و آنچه می‌گويم، انجام بده چون او را انتخاب كرده‌ام تا پيام مرا به قوم‌ها و پادشاهان و همچنين بنی‌اسرائيل برساند.[۱۶] من به او نشان خواهم داد كه چقدر بايد در راه من زحمت بكشد.»[۱۷] پس حنانيا رفته، پولس را يافت و دست خود را بر سر او گذاشت و گفت: «برادر پولس، خداوند يعنی همان عيسی كه در راه به تو ظاهر شد، مرا فرستاده است كه برای تو دعا كنم تا از روح‌القدس پر شوی و چشمانت نيز دوباره بينا شود.»[۱۸] در همان لحظه، چيزی مثل پولک از چشمان پولس افتاد و بينا شد. او بی‌درنگ برخاست و غسل تعميد يافت.[۱۹] سپس غذا خورد و قوت گرفت و چند روز در دمشق نزد ايمانداران ماند.[۲۰] آنگاه به كنيسه‌های يهود رفت و به همه اعلام كرد كه عيسی در حقيقت فرزند خداست![۲۱] كسانی كه سخنان او را می‌شنيدند، مات و مبهوت می‌ماندند و می‌گفتند: «مگر اين همان نيست كه در اورشليم پيروان عيسی را شكنجه می‌داد و اينجا نيز آمده است تا آنان را بگيرد و زندانی كند و برای محاكمه نزد كاهنان اعظم ببرد؟»[۲۲] ولی پولس با شور و اشتياق فراوان موعظه می‌كرد و برای يهوديان دمشق با دليل و برهان ثابت می‌نمود كه عيسی در حقيقت همان مسيح است.[۲۳] پس طولی نكشيد كه سران قوم يهود تصميم گرفتند او را بكشند.[۲۴] پولس از نقشۀ آنان باخبر شد و دانست كه شب و روز كنار دروازه‌های شهر كشيک می‌دهند تا او را به قتل برسانند.[۲۵] پس طرفداران پولس يک شب او را در سبدی گذاشتند و از شكاف حصار شهر پايين فرستادند.[۲۶] وقتی به اورشليم رسيد بسيار كوشيد تا نزد ايمانداران برود. ولی همه از او می‌ترسيدند و تصور می‌كردند كه حيله‌ای در كار است.[۲۷] تا اينكه برنابا او را نزد رسولان آورد و برای ايشان تعريف كرد كه چگونه پولس در راه دمشق خداوند را ديده و خداوند به او چه فرموده و اينكه چگونه در دمشق با قدرت به نام عيسی وعظ كرده است.[۲۸] آنگاه او را در جمع خود راه دادند و پولس ازآن پس هميشه با ايمانداران بود، و به نام خداوند با جرأت موعظه می‌كرد.[۲۹] ولی عده‌ای از يهوديان يونانی زبان كه پولس با ايشان بحث می‌كرد، توطئه چيدند تا او را بكشند.[۳۰] وقتی ساير ايمانداران از وضع خطرناک پولس آگاه شدند، او را به قيصريه بردند و از آنجا به خانه‌اش در طرسوس روانه كردند.[۳۱] به اين ترتيب، پولس پيرو مسيح شد، و كليسا آرامش يافت و قوت گرفت و در يهوديه و جليل و سامره پيشرفت كرد. ايمانداران در ترس خدا و تسلی روح‌القدس زندگی می‌كردند و تعدادشان زياد می‌شد.

تثنييه ۲۳:۱۲-۱۴
[۱۲] مستراحها بايد بيرون اردوگاه باشند.[۱۳] هركس بايد در بين ابزار خود وسيله‌ای برای كندن زمين داشته باشد و بعد از هر بار قضای حاجت، با آن گودالی حفر كند و مدفوعش را بپوشاند.[۱۴] اردوگاه بايد پاک باشد، چون خداوند در ميان شما قدم می‌زند تا شما را محافظت فرمايد و دشمنانتان را مغلوب شما سازد. اگر او چيز ناپسندی ببيند، ممكن است روی خود را از شما برگرداند.

امثال ۲۰:۹
كيست كه بتواند بگويد: «دل خود را پاک نگه داشته‌ام و از گناه مبرا هستم.»

فيليپيان ۴:۸
برادران عزيز، در خاتمه بگذاريد اين را نيز بگويم: فكرتان را بر روی هر چه راست و خوب و درست است، ثابت نگاه داريد. در بارۀ چيزهايی فكر كنيد كه پاک و زيباست. در صفات خوب و پسنديدۀ ديگران تأمل كنيد. در بارۀ چيزهايی فكر كنيد كه می‌توانيد خدا را برای آنها شكر كنيد و به وجود آنها خوش باشيد.

مزامير ۷۳:۱
براستی، خدا برای اسرائيل نيكوست يعنی برای آنانی كه پاكدل هستند.

مکاشفه ۱:۵
و از جانب عيسی مسيح كه تمام حقيقت را بطور كامل بر ما آشكار می‌فرمايد. مسيح نخستين كسی است كه پس از مرگ زنده شد و هرگز نخواهد مرد، و برتر از تمام پادشاهان اين جهان است. سپاس و ستايش بر او كه ما را محبت می‌نمايد و با خون خود ما را شست و از گناهانمان طاهر ساخت؛

دوم قرنتيان ۷:۱
دوستان عزيز، حال كه خدا چنين وعده‌هايی به ما ارزانی داشته است، بياييد ما نيز ازتمام گناهانی كه جسم و روحمان را آلوده می‌كند دست بكشيم و خود را پاک ساخته، با خداترسی زندگی كنيم و خود را تماماً به خدا تقديم نماييم.

لاويان ۱۹:۲۸
هنگام عزاداری برای مردگان خود مثل بت‌پرستان بدن خود را زخمی نكنيد و مانند آنها روی بدن خود خالكوبی ننماييد.

لاويان ۲۰:۱۳
اگر دو مرد با هم نزديكی كنند، عمل قبيحی انجام داده‌اند و بايد كشته شوند؛ و خونشان به گردن خودشان می‌باشد.

دوم پترس ۳:۸
اما ای عزيزان، اين حقيقت را فراموش نكنيد كه برای خدا يک روز يا هزار سال تفاوتی ندارد.

دوم قرنتيان ۵:۱۷
كسی كه از آنِ مسيح می‌گردد، تبديل به شخص جديدی می‌شود. او ديگر آن انسان قبلی نيست؛ او زندگی كاملاً تازه‌ای را آغاز كرده است.

متی ۲۳:۲۵-۲۸
[۲۵] «وای بحال شما ای علمای دينی و فريسيان رياكار! چون شما بيرون ظرف را آنقدر تميز می‌كنيد تا بدرخشد، ولی داخل ظرف از كثافت ظلم و طمع پر است.[۲۶] ای فريسی‌های كور، اول داخل ظرف را تميز كنيد تا بيرون ظرف هم پاک شود.[۲۷] «وای بحال شما ای علمای دينی و فريسيان رياكار! شما مانند قبرهای سفيد شده‌ای هستيد كه ظاهری زيبا دارند اما داخل آن پر است از استخوانهای مردگان و كثافات![۲۸] شما می‌كوشيد خود را ديندار جلوه دهيد، ولی در زير آن عبای مقدستان، دلهايی داريد پر از ريا و گناه.

لوقا ۶:۳۱
با مردم آنگونه رفتار كن كه انتظار داری با تو رفتار كنند.

اول قرنتيان ۱۰:۱۳
اما اين را بياد داشته باشيد كه وسوسه‌هايی كه به سراغ شما می‌آيند، از وسوسه‌هايی كه ديگران دچار آنند، دشوارتر نمی‌باشد. هيچ وسوسه‌ای نيست كه نتوان در مقابل آن ايستادگی كرد. پس دربرابر آنها مقاومت كنيد و اطمينان داشته باشيد كه خدا نخواهد گذارد كه بيش از حد توانايی خود وسوسه شويد؛ و به شما قدرت خواهد بخشيد تا بتوانيد در برابر آن تاب بياوريد. اين وعدۀ خداست و به آن عمل نيز خواهد كرد. او به شما نشان خواهد داد كه چگونه از وسوسه‌ها بگريزيد و در دام آنها نيفتيد.

متی ۲۳:۲۶
ای فريسی‌های كور، اول داخل ظرف را تميز كنيد تا بيرون ظرف هم پاک شود.

متی ۵:۸
«خوشابحال پاک‌دلان، زيرا خدا را خواهند ديد.

پيدايش ۱۸:۴
***

سفر خروج ۱۹:۱۴
موسی از كوه فرود آمد و بنی‌اسرائيل را تقديس ‌ نمود و آنها لباسهای خود را شستند.

تثنييه ۲۳:۱۲
مستراحها بايد بيرون اردوگاه باشند.

روميان ۵:۸
اما ببينيد خدا چقدر ما را دوست داشت كه با وجود اينكه گناهكار بوديم، مسيح را فرستاد تا در راه ما فدا شود.

اول تيموتيوس ۴:۱۲
اجازه نده كسی تو را بدليل جوانی‌ات حقير بشمارد، بلكه بكوش تا سخن گفتن و شيوۀ زندگی‌ات، و همچنين محبت و ايمان و پاكی‌ات، برای ايمانداران نمونه باشد.

دوم قرنتيان ۶:۱۴-۱۸
[۱۴] با بی‌ايمانان پيوند و همبستگی نداشته باشيد. آيا می‌تواند بين پاكی و گناه پيوندی باشد؟ آيا نور و تاريكی با يكديگر ارتباطی دارند؟[۱۵] يا بين مسيح و شيطان توافقی وجود دارد؟ آيا بين يک ايماندار و بی‌ايمان وجه اشتراكی هست؟[۱۶] يا می‌توان خانۀ خدا را با بتخانه يكی دانست؟ زيرا شما خانۀ خدای زنده هستيد و خدا در شما ساكن است! چنانكه او فرموده است: «من در ايشان ساكن خواهم شد و در ميانشان اقامت خواهم گزيد، و من خدای آنان خواهم بود و ايشان قوم من.»[۱۷] از اينروست كه خدا می‌فرمايد: «از ميان گناهكاران خارج شويد! خود را از ايشان جدا سازيد! به چيزهای ناپاک دست نزنيد تا شما را بپذيرم.[۱۸] آنگاه من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من!»

اعمال رسولان ۹:۱-۲۰
[۱] و اما پولُس كه از تهديد و كشتار پيروان مسيح هيچ كوتاهی نمی‌كرد، نزد كاهن اعظم اورشليم رفت و از او معرفی نامه‌هايی خطاب به كنيسه‌ها و عبادتگاه‌های دمشق، پايتخت سوريه خواست تا ايشان با او در امر دستگيری پيروان عيسی، چه مرد و چه زن، همكاری كنند و او بتواند ايشان را دست بسته به اورشليم بياورد.[۲] ***[۳] پس او رهسپار شد. در راه، در نزديكی دمشق، ناگهان نوری خيره كننده از آسمان گرداگرد پولس تابيد،[۴] بطوری كه بر زمين افتاد و صدايی شنيد كه به او می‌گفت: «پولس، پولس، چرا اينقدر مرا رنج می‌دهی؟»[۵] پولس پرسيد: «آقا، شما كيستيد؟» آن صدا جواب داد: «من عيسی هستم، همان كسی كه تو به او آزار می‌رسانی![۶] اكنون برخيز، به شهر برو و منتظر دستور من باش.»[۷] همسفران پولس مبهوت ماندند، چون صدايی می‌شنيدند ولی كسی را نمی‌ديدند![۸] وقتی پولس به خود آمد و از زمين برخاست، متوجه شد كه چيزی نمی‌بيند. پس دست او را گرفتند وبه دمشق بردند. در آنجا سه روز نابينا بود و در اين مدت چيزی نخورد و ننوشيد.[۹] ***[۱۰] در دمشق، شخصی مسيحی به نام حنانيا زندگی می‌كرد. خداوند در رؤيا به او فرمود: «حنانيا!» حنانيا جواب داد: «بلی، ای خداوند!»[۱۱] خداوند فرمود: «برخيز و به كوچۀ راست، به خانۀ يهودا برو و سراغ پولس طرسوسی را بگير. الان او مشغول دعاست.[۱۲] من در رؤيا به او نشان داده‌ام كه شخصی به نام حنانيا می‌آيد و دست بر سر او می‌گذارد تا دوباره بينا شود!»[۱۳] حنانيا عرض كرد: «خداوندا، ولی من شنيده‌ام كه اين شخص به ايمانداران اورشليم بسيار آزار رسانده است![۱۴] و می‌گويند از طرف كاهنان اعظم اجازه دارد كه تمام ايمانداران دمشق را نيز بازداشت كند!»[۱۵] اما خداوند فرمود: «برو و آنچه می‌گويم، انجام بده چون او را انتخاب كرده‌ام تا پيام مرا به قوم‌ها و پادشاهان و همچنين بنی‌اسرائيل برساند.[۱۶] من به او نشان خواهم داد كه چقدر بايد در راه من زحمت بكشد.»[۱۷] پس حنانيا رفته، پولس را يافت و دست خود را بر سر او گذاشت و گفت: «برادر پولس، خداوند يعنی همان عيسی كه در راه به تو ظاهر شد، مرا فرستاده است كه برای تو دعا كنم تا از روح‌القدس پر شوی و چشمانت نيز دوباره بينا شود.»[۱۸] در همان لحظه، چيزی مثل پولک از چشمان پولس افتاد و بينا شد. او بی‌درنگ برخاست و غسل تعميد يافت.[۱۹] سپس غذا خورد و قوت گرفت و چند روز در دمشق نزد ايمانداران ماند.[۲۰] آنگاه به كنيسه‌های يهود رفت و به همه اعلام كرد كه عيسی در حقيقت فرزند خداست!

اول قرنتيان ۱۵:۲۹
اما اگر مردگان هيچگاه زنده نخواهند شد، پس چرا بعضی بجای مرده‌ها غسل تعميد می‌گيرند؟ اين غسل چه فايده‌ای دارد، مگر اينكه ايمان داشته باشند كه روزی مرده‌ها دوباره زنده خواهند شد؟

لاويان ۱۸:۲۲
«هيچ مردی نبايد با مرد ديگری نزديكی كند، چون اين عمل، بسيار قبيح است.

روميان ۱:۲۶-۲۷
[۲۶] به همين دليل است كه خدا مردم را به حال خود رها كرده است تا خويشتن را به گناهان زشت آلوده سازند، بطوری كه حتی زنها بجای روابط جنسی طبيعی، با زنان ديگر مرتكب اعمال قبيح می‌گردند،[۲۷] و مردها نيز بجای اينكه با زنان خود روابط طبيعی زناشويی داشته باشند، با مردهای ديگر مرتكب گناهان شرم‌آور می‌شوند. بنابراين، سزای كارهای كثيف خود را در روح و بدن خود می‌بينند.

اول قرنتيان ۱۴:۴۰
هركاری بجای خود نيكوست و بايد با نظم و ترتيب انجام شود.

متی ۷:۱۸-۲۳
[۱۸] درخت سالم نمی‌تواند ميوۀ بد بدهد؛ درخت فاسد نيز ميوۀ خوب نمی‌دهد.[۱۹] درختهايی كه ميوه‌‌ء بد می‌دهند، بريده و در آتش انداخته می‌شوند.[۲۰] بلی، به اين گونه می‌توانيد پيامبران دروغين را از اعمالشان بشناسيد.[۲۱] «گمان نكنيد هر كه خود را مؤمن نشان دهد، به بهشت خواهد رفت. ممكن است عده‌ای حتی مرا «خداوند» خطاب كنند، اما به حضور خدا راه نيابند. فقط آنانی می‌توانند به حضور خدا برسند كه ارادۀ پدر آسمانی مرا بجا آورند.[۲۲] «در روز قيامت بسياری نزد من آمده، خواهند گفت: خداوندا، خداوندا، ما پيغام تو را به مردم داديم و با ذكر نام تو، ارواح ناپاک را از وجود افراد بيرون كرديم و معجزات بزرگ ديگر انجام داديم.[۲۳] ولی من جواب خواهم داد: من اصلاً شما را نمی‌شناسم، از من دور شويد ای بدكاران.

يوحنا ۵:۳۹-۴۰
[۳۹] «شما كتاب آسمانی تورات را با دقت بخوانيد، چون عقيده داريد كه به شما زندگی جاويد می‌دهد. درصورتی كه همان كتاب به من اشاره می‌كند و مرا به شما معرفی می‌نمايد.[۴۰] با اينحال شما نمی‌خواهيد نزد من بياييد تا زندگی جاويد را بدست آوريد.

Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible Copyright © 1995‎, 2005, 2018 by Biblica‎, Inc.®