A A A A A

کلیسا: [معلمان دروغین]

حزقيال ۱۳:۹
و شما را مجازات خواهم نمود و از ميان رهبران اسرائيل ريشه‌كن خواهم ساخت. نام شما را از دفتر خاندان اسرائيل پاک خواهم نمود و هيچيک از شما به سرزمين اسرائيل باز نخواهد گشت، تا بدانيد كه من خداوند هستم.

ارمييا ۲۳:۱۶
بنابراين، به سخنان اين انبيای دروغگو كه به شما اميدهای بيهوده می‌دهند، گوش ندهيد، چون سخنان ايشان از طرف من نيست بلكه ساخته و پرداختۀ خودشان است!

لوقا ۶:۲۶
«وای بر شما، آنگاه كه مردم از شما تعريف و تمجيد كنند، زيرا با انبيای دروغين نيز به همينگونه رفتار می‌كردند!

متی ۲۴:۲۴
چون از اين مسيح‌ها و پيغمبران دروغين زياد خواهند آمد و حتی معجزات حيرت‌انگيزنيز خواهند كرد، بطوری كه اگر ممكن بود حتی برگزيدگان خدا را هم گمراه می‌كردند.

متی 16:11-12
[11] پس چگونه باز فكر می‌كنيد كه من دربارۀ نان سخن می‌گويم؟ باز هم می‌گويم: از خميرمايۀ فريسی‌ها و صدوقی‌ها خود را دور نگاه داريد.»[12] بالاخره شاگردان فهميدند كه منظور عيسی از «خمير مايه»، همانا تعليمات فريسی‌ها و صدوقی‌ها است.

دوم تيموتيوس 4:3-4
[3] زيرا زمانی خواهد رسيد كه مردم، ديگر به حقيقت گوش فرا نخواهند داد، بلكه به سراغ معلمينی خواهند رفت كه مطابق ميلشان سخن می‌گويند.[4] ايشان توجهی به پيغام راستين كلام خدا نخواهند نمود، بلكه كوركورانه بدنبال عقايد گمراه كننده خواهند رفت.

دوم تيموتيوس ۴:۳-۴
[۳] زيرا زمانی خواهد رسيد كه مردم، ديگر به حقيقت گوش فرا نخواهند داد، بلكه به سراغ معلمينی خواهند رفت كه مطابق ميلشان سخن می‌گويند.[۴] ايشان توجهی به پيغام راستين كلام خدا نخواهند نمود، بلكه كوركورانه بدنبال عقايد گمراه كننده خواهند رفت.

اعمال رسولان ۲۰:۲۸-۳۰
[۲۸] «پس مواظب خودتان باشيد و از گلۀ خدا يعنی ايماندارانی كه مسيح به قيمت خون خود خريده است نگهداری كنيد و كلام خدا را به ايشان تعليم دهيد؛ زيرا روح‌القدس شما را ناظر و مسئول مقرر فرمود.[۲۹] می‌دانم وقتی بروم معلمين دروغين مانند گرگان درنده به جان شما خواهند افتاد و به گله رحم نخواهند كرد.[۳۰] بعضی از ميان خود شما نيز حقيقت را وارونه جلوه خواهند داد تا مردم را به دنبال خود بكشند.

دوم پترس ۳:۱۴-۱۸
[۱۴] پس ای عزيزان، از آنجا كه منتظر اين رويدادها هستيد و چشم‌براه بازگشت مسيح می‌باشيد، سخت بكوشيد تا بی‌گناه زندگی كنيد و با همه در صلح و صفا بسر بريد تا وقتی مسيح باز می‌گردد، از شما خشنود باشد.[۱۵] در ضمن بدانيد كه مسيح به اين دليل صبر می‌كند تا ما فرصت داشته باشيم پيام نجات‌بخش او را به گوش همۀ مردم برسانيم. برادر عزيز ما «پولس» نيز با آن حكمتی كه خدا به او داده است، در بسياری از نامه‌های خود دربارۀ همين مطلب، سخن گفته است. درک برخی از نوشته‌های او دشوار است و بعضی كه اطلاع كافی از كتاب آسمانی ندارند و وضع روحانی‌شان نيز ناپايدار است، آنها را به غلط تفسير می‌كنند، همان كاری كه با بخشهای ديگر كتاب آسمانی نيز می‌كنند. اما با اين كار، نابودی خود را فراهم می سازند.[۱۶] ***[۱۷] برادران عزيز، اين حقايق را از پيش به شما گوشزد می‌كنم تا مراقب خود باشيد و بسوی اشتباهات اين اشخاص بدكار كشيده نشويد، مبادا شما نيز از راه راست منحرف گرديد.[۱۸] در قدرت روحانی رشد كنيد و در شناخت خداوند و نجات دهنده‌مان عيسی مسيح ترقی نماييد، كه هر چه جلال و شكوه و عزت هست، تا ابد برازندۀ اوست. آمين.

اول يوحنا ۴:۱-۶
[۱] عزيزان من، اگر كسی ادعا كند كه ازجانب خدا پيغامی دارد، زود باور نكنيد. نخست، او را بيازماييد تا دريابيد كه آيا پيغام او از جانب خداست يا نه؛ زيرا معلمين و واعظين دروغين، اين روزها همه جا پيدا می‌شوند.[۲] برای پی بردن به اين كه پيغام ايشان از جانب روح خداست يا نه، بايد از ايشان بپرسيد كه آيا ايمان دارند كه عيسی مسيح، فرزند خدا واقعاً انسان شد يا نه. اگر ايمان داشته باشند، در اينصورت پيغام ايشان از جانب خداست.[۳] در غيراينصورت، آن پيغام از سوی خدا نيست، بلكه از جانب دجّال است، يعنی آن دشمن مسيح، كه شنيده‌ايد بزودی می‌آيد، و دشمنی او با مسيح از هم اكنون در جهان آشكار است.[۴] فرزندان عزيزم، شما از آنِ خدا هستيد و بر مخالفين مسيح غلبه يافته‌ايد، زيرا در وجود شما كسی زندگی می‌كند كه از هر دشمن مسيح در اين دنيای گناه‌آلود، قوی‌تر است.[۵] اين معلمين دروغين از اين دنيا هستند؛ به همين علت، سخنانشان دربارۀ امور دنيوی است و مردم دنيوی نيز به گفته‌های ايشان توجه می‌كنند.[۶] ولی ما فرزندان خدا هستيم، و فقط كسانی به سخنان ما توجه می‌كنند كه خدا را می‌شناسند و با او رابطه‌ای نزديک دارند. اما ديگران توجهی به گفته‌های ما ندارند. اين نيز راه ديگری است برای پی بردن به اين كه آيا پيغامی از جانب خدا هست يا نه؛ زيرا اگر از سوی خدا باشد، مردم دنيوی به آن گوش نخواهند داد.

متی ۷:۱۵-۲۰
[۱۵] «از پيامبران دروغين برحذر باشيد كه در لباس ميش نزد شما می‌آيند، ولی در باطن گرگهای درنده می‌باشند.[۱۶] همانطور كه درخت را از ميوه‌اش می‌شناسند، ايشان را نيز می‌توان از اعمالشان شناخت. شما يقيناً فرق درخت انگور و خار بيابان، و فرق انجير و بوتۀ خار را می‌دانيد.[۱۷] درخت سالم ميوۀ خوب می‌دهد و درخت فاسد ميوۀ بد.[۱۸] درخت سالم نمی‌تواند ميوۀ بد بدهد؛ درخت فاسد نيز ميوۀ خوب نمی‌دهد.[۱۹] درختهايی كه ميوه‌‌ء بد می‌دهند، بريده و در آتش انداخته می‌شوند.[۲۰] بلی، به اين گونه می‌توانيد پيامبران دروغين را از اعمالشان بشناسيد.

دوم پترس ۱:۱۲-۲۱
[۱۲] اما من هيچگاه از يادآوری اين مطالب به شما، كوتاهی نخواهم كرد، گرچه آنها را می‌دانيد و در حقيقتی كه يافته‌ايد، ثابت و استوار می‌باشيد.[۱۳] تا زمانی كه در اين دنيای فانی بسر می‌برم، وظيفۀ خود می‌دانم كه اين نكات را به شما تذكر دهم تا آنها را فراموش نكنيد.[۱۴] زيرا می‌دانم كه بزودی دارفانی را وداع خواهم گفت؛ خداوندمان عيسی مسيح نيز مرا از اين موضوع آگاه ساخته است.[۱۵] بنابراين، سعی می‌كنم اين نكات را چنان در فكر و ذهن شما نقش نمايم كه حتی پس از رحلت من نيز بتوانيد آنها را بياد آوريد.[۱۶] زمانی كه ما دربارۀ قوت و بازگشت خداوندمان عيسی مسيح با شما سخن گفتيم، داستانهای ساختگی برايتان تعريف نكرديم، زيرا من با چشمان خود، عظمت و جلال او را ديدم.[۱۷] وقتی بر آن كوه مقدس، جلال و شكوه خدای پدر از او می‌درخشيد، من آنجا بودم. من آن صدا را شنيدم كه از آسمان طنين افكند و گفت: «اين فرزند عزيز من است؛ از او بسيار خشنودم.»[۱۸] ***[۱۹] پس ملاحظه می‌كنيد كه ما آنچه را كه انبياء گفته‌اند، به چشم ديده و ثابت كرده‌ايم كه گفتار آنان حقيقت دارد. شما نيز اگر به نوشته‌های ايشان با دقت بيشتری توجه نماييد، كار بسيار خوبی می‌كنيد. زيرا كلام ايشان همچون نور بر همۀ زوايای تاريک می‌تابد و نكات مبهم و دشوار را برای ما روشن می‌سازد. با مطالعه و دقت در كلام ايشان، نور در وجودتان طلوع خواهد كرد و مسيح، اين «ستارۀ صبح» در قلبتان خواهد درخشيد.[۲۰] اين را بدانيد كه هيچيک از پيشگويی‌های كتاب آسمانی، از فكر خود انبياء تراوش نكرده، بلكه روح‌القدس در وجود اين مردان خدا قرار می‌گرفت و حقيقت را به ايشان عطا می‌كرد تا بازگو نمايند.[۲۱] اما در آن روزگاران، انبيای دروغين نيز بودند، همانطور كه در ميان شما نيز معلمين دروغين پيدا خواهند شد كه با نيرنگ، دروغهايی دربارۀ خدا بيان خواهند كرد و حتی با سَرور خود، مسيح كه ايشان را با خون خود خريده است، سر به مخالفت برخواهند داشت. اما ناگهان سرنوشتی هولناک دچار آنها خواهد شد.

تايتوس ۱:۶-۱۶
[۶] اما فراموش نكن شخصی كه بعنوان كشيش تعيين می‌كنی، بايد مورد احترام همه باشد. او بايد شوهری وفادار برای يگانه همسر خود باشد و فرزندانش نيز با ايمان باشند تا كسی نتواند ايشان را به چشم ولگرد و ياغی نگاه كند.[۷] كشيش بايد بی‌عيب باشد چون مسئول كار خداست؛ او نبايد بی‌ادب و تندخو، مشروبخوار و اهل نزاع باشد. برای مال دنيا نيز نبايد حرص و طمع داشته باشد،[۸] بلكه بايد مهمان‌نواز و دوستدار اعمال خير باشد. او بايد شخصی روشن‌بين، منصف، پاک و خويشتن‌دار باشد.[۹] بايد به حقايقی كه آموخته، ايمان و اعتقادی راسخ داشته باشد، تا بتواند آنها را به ديگران تعليم دهد و به كسانی كه با آنها مخالفت می‌كنند، نشان دهد كه در اشتباهند.[۱۰] زيرا اشخاص ياغی و نامطيع بسيارند، خصوصاً در ميان آن دسته از مسيحيان يهودی‌نژاد كه معتقدند مسيحيان نيز بايد احكام دين يهود را اجرا كنند. اما سخنان ايشان پوچ و گمراه كننده است.[۱۱] پس بايد دهان ايشان را بست، زيرا خانواده‌های بسياری، در اثر سخنان آنان از راه راست منحرف شده‌اند. اين معلمين گمراه كه چنين تعاليمی می‌دهند، فقط به فكر كسب منافع مادی می‌باشند.[۱۲] حتی يكی از خود ايشان كه ادعای پيغمبری هم می‌كند، دربارۀ آنان گفته است: «اهالی كريت، همه دروغگويند؛ مانند حيوانات تنبلی هستند كه فقط برای شكم زندگی می‌كنند.»[۱۳] گفتۀ او درست است. بنابراين، لازم است به مسيحيان كريت خيلی جدی حكم كنی تا در ايمان و اعتقاد خود قوی باشند؛[۱۴] و اجازه نده به افسانه‌های يهود و سخنان مردمانی كه از راستی منحرف شده‌اند، گوش فرا دهند.[۱۵] كسی كه دلش پاک است، همه چيز را پاک و خوب می‌بيند؛ اما كسی كه دلی سياه دارد و بی‌ايمان است، همه چيز را ناپاک و بد می‌بيند، چون همه چيز را از دريچۀ افكار ناپاک و وجدان آلودۀ خود می‌بيند.[۱۶] اينگونه انسانها ادعا می‌كنند كه خدا را می‌شناسند، اما اعمالشان ثابت می‌كند كه دروغ می‌گويند؛ ايشان چنان سركش و منحرف هستند كه قادر به انجام هيچ كار خوبی نمی‌باشند.

دوم پترس ۲:۱-۲۲
[۱] اما در آن روزگاران، انبيای دروغين نيز بودند، همانطور كه در ميان شما نيز معلمين دروغين پيدا خواهند شد كه با نيرنگ، دروغهايی دربارۀ خدا بيان خواهند كرد و حتی با سَرور خود، مسيح كه ايشان را با خون خود خريده است، سر به مخالفت برخواهند داشت. اما ناگهان سرنوشتی هولناک دچار آنها خواهد شد.[۲] عده‌ای بسيار، تعاليم مضر و خلاف اخلاق ايشان را پيروی خواهند كرد و به سبب همين افراد، راه مسيح مورد اهانت و تمسخر قرار خواهد گرفت.[۳] اين معلم‌نماها از روی طمع، با هرگونه سخنان نادرست خواهند كوشيد پول شما را به چنگ بياورند. اما خدا از مدتها پيش ايشان را محكوم فرموده؛ پس نابودی‌شان نزديک است.[۴] خدا حتی از سر تقصير فرشتگانی كه گناه كردند نگذشت، بلكه ايشان را در ظلمت جهنم محبوس فرمود تا زمان داوری فرا رسد.[۵] همچنين، در روزگاران گذشته، پيش از طوفان، بر هيچكس ترحم نفرمود، جز بر نوح كه راه راست خدا را اعلام می‌كرد، و بر خانوادۀ او كه هفت نفر بودند. در آن زمان، خدا همۀ مردم خدانشناس دنيا را با طوفانی عالمگير بكلی نابود ساخت.[۶] مدتها پس از آن، خدا شهرهای «سدوم» و «عموره» را به تلی از خاكستر تبديل نمود و از صفحۀ روزگار محو ساخت، تا در آينده درسی باشد برای تمام خدانشناسان و بی‌دينان.[۷] اما در همان زمان، خدا «لوط» را از سدوم نجات داد، زيرا او مرد درستكاری بود و از رفتار و سخنان قبيح و هرزه و گناه‌آلودی كه هر روز از ساكنان شهر می‌ديد و می‌شنيد، رنج می‌برد و به تنگ می‌آمد.[۸] ***[۹] به همين ترتيب خدا می‌تواند من و شما را نيز از وسوسه‌های اطرافمان رهايی بخشد و به مجازات مردم خدانشناس ادامه دهد تا سرانجام روز داوری فرا برسد.[۱۰] مجازات خدا خصوصاً بر كسانی سخت خواهد بود كه بدنبال خواسته‌های ناپاک و جسمانی خود می‌روند و تابع هيچ قدرتی نيستند. اينان چنان گستاخ هستند كه حتی موجودات آسمانی را نيز به باد تمسخر می‌گيرند؛[۱۱] درحاليكه فرشتگان آسمانی كه در حضور خدا هستند و صاحب قدرت و قوتی بسيار برتر از اين معلم‌نماها می‌باشند، هرگز به اين موجودات توهين نمی‌كنند.[۱۲] اين معلمين دروغين و فريبكار، مانند حيوانات وحشی كه برای شكار و كشته شدن آفريده شده‌اند، فقط بر اساس غريزۀ خود عمل می‌كنند، و هر كاری را كه غريزه‌شان حكم می‌كند، انجام می‌دهند. اينان، هرچه را كه نمی‌فهمند مسخره می‌كنند، غافل از اينكه روزی مانند همان حيوانات نابود خواهند شد.[۱۳] بلی، مزد اين معلم‌نماها همين است، زيرا روزهای عمر خود را به خوشگذرانيهای گناه‌آلود می‌گذرانند. وجود ايشان در ميان شما باعث ننگ و رسوايی است؛ خود را درستكار نشان می‌دهند تا در ضيافتهای كليسايی شما داخل شوند.[۱۴] به هر زنی با نظر ناپاک نگاه می‌كنند و از زناكاری هرگز سير نمی‌شوند؛ زنان بی‌اراده را به نيرنگ به دام می‌اندازند؛ ايشان خود را طمعكار بار آورده‌اند و زير لعنت و محكوميت خدا قرار دارند.[۱۵] از راه راست خارج شده، مانند «بلعام» پسر «بعور» گمراه شده‌اند. بلعام پولی را كه از انجام ناراستی بدست می‌آورد، دوست می‌داشت؛[۱۶] اما وقتی الاغ او به زبان انسان به حرف آمد و او را سرزنش و توبيخ كرد، از رفتار نادرست خود دست كشيد.[۱۷] اين اشخاص همچون چشمه‌های خشكيده، نفعی به كسی نمی‌رسانند، و مانند ابرهايی كه به هر سو رانده می‌شوند، ناپايدارند و تاريكی ابدی جهنم انتظارشان را می‌كشد.[۱۸] ايشان به گناهان و اعمال ناپاک خود می‌بالند، و آنان را كه تازه از چنين زندگی گناه‌آلودی نجات يافته‌اند، با استفاده از فريب شهوت، باز به دام گناه می‌كشانند،[۱۹] و می‌گويند: «كسی كه نجات يافته، آزاد است هر كاری می‌خواهد بكند و هيچ كار او گناه بحساب نخواهد آمد.» درحاليكه خودشان نيز آزاد نيستند بلكه اسير شهوات می‌باشند، زيرا انسانی كه تحت تسلط چيزی است، اسير آن می‌باشد.[۲۰] هرگاه كسی با شناخت خداوند و نجات دهنده‌مان عيسی مسيح، از ناپاكی‌های اين دنيا رهايی يابد، ولی بعد از آن، بار ديگر اسير آن آلودگيها گردد، وضعش بدتر از سابق می‌شود.[۲۱] اگر چيزی دربارۀ مسيح نمی‌دانست، برايش بهتر بود از اينكه مسيح را بشناسد و سپس به احكام مقدسی كه به او سپرده شده است، پشت پا بزند.[۲۲] آن مَثَل قديمی چه خوب می‌گويد كه «سگ به قی خود باز می‌گردد و خوک شسته شده، بار ديگر در لجن می‌غلطد.» اين مثل دربارۀ اين اشخاص صدق می‌كند.

متی ۲۳:۱-۲۹
[۱] آنگاه عيسی خطاب به مردم و شاگردانش فرمود:[۲] «علمای مذهبی و فريسيان بر كرسی موسی نشسته‌اند و احكام او را تفسير می‌كنند.[۳] پس آنچه به شما تعليم می‌دهند، بجا آوريد، اما هيچگاه از اعمالشان سرمشق نگيريد، زيرا هرگز به تعاليمی كه می‌دهند، خودشان عمل نمی‌كنند.[۴] ايشان احكام دينی را همچون بارهای سنگينی بر دوش شما می‌گذارند، اما خودشان حاضر نيستند آنها را بجا آورند.[۵] «هر كاری می‌كنند، برای تظاهر است. دعاها و آيه‌های كتاب آسمانی را می‌نويسند و به بازويشان می‌بندند، و دامن رداهايشان را عمداً بلندتر می‌دوزند تا جلب توجه كنند و مردم آنان را ديندار بدانند.[۶] چقدر دوست می‌دارند كه در ميهمانی‌ها ايشان را در صدر مجلس بنشانند، و در عبادتگاه‌ها هميشه در رديف جلو قرار گيرند.[۷] چه لذتی می‌برند كه مردم در كوچه و خيابان، ايشان را تعظيم كنند و به آنان «آقا» و «استاد» گويند.[۸] اما شما چنين القابی را از مردم نپذيريد، چون شما يک استاد داريد و همۀ شما با هم برابر و برادريد.[۹] همچنين، هيچكس را بر روی زمين «پدر» نگوييد، چون شما يک «پدر آسمانی» داريد كه خداست.[۱۰] و نگذاريد كسی شما را «پيشوا» بخواند، چون يک پيشوا داريد كه مسيح است.[۱۱] «هر چه بيشتر به ديگران خدمت كنيد، بزرگتر خواهيد بود، زيرا بزرگی در خدمت كردن است.[۱۲] كسی كه خود را بزرگ می‌پندارد، پست و كوچک خواهد شد و كسی كه فروتن می‌باشد، بزرگ و سربلند خواهد گشت.[۱۳] «وای بحال شما، ای علمای دينی و فريسيان! چقدر رياكاريد! نه می‌گذاريد ديگران به ملكوت خداوند وارد شوند و نه خود وارد می‌شويد. نماز خود را عمداً طولانی می‌كنيد تا مردم شما را ديندار بدانند، ولی دور از چشم ديگران، اموال بيوه‌زنان بيچاره را می‌خوريد. ای دوروها![۱۴] ***[۱۵] وای به حال شما! همه جا را زير پا می‌گذاريد تا كسی را پيدا كنيد كه مريد شما شود؛ و وقتی موفق شديد، او را دو برابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم می‌سازيد.[۱۶] «وای به حال شما ای عصاكش‌های كور! زيرا می‌گوييد: اشكالی ندارد كسی به خانۀ خدا قسم بخورد چون می‌تواند قسمش را بشكند؛ ولی كسی كه به ظرفهای طلايی كه در خانۀ خدا هست، قسم بخورد بايد آن را حتماً وفا كند.[۱۷] ای نادانان! ای نابينايان! كدام مهم‌تر است، طلا يا خانۀ خدا كه طلا را تقديس می‌كند؟[۱۸] «می‌گوييد قسم به قربانگاه را می‌شود شكست، ولی قسم به هديۀ روی قربانگاه را بايد حتماً وفا كرد.[۱۹] ای احمقهای كور! كدام مهم‌تر است هديه‌ای كه روی قربانگاه است يا خود قربانگاه كه هديه را تقديس می‌كند؟[۲۰] وقتی به قربانگاه قسم می‌خوريد، در واقع به خود قربانگاه و هر چه كه برآن است قسم می‌خوريد؛[۲۱] و وقتی به خانۀ خدا قسم می‌خوريد، به خود خانه و به خدايی كه در آن خانه هست قسم می‌خوريد؛[۲۲] و وقتی به آسمان قسم می‌خوريد، در واقع به تخت خدا و خود خدا كه برتخت نشسته است قسم می‌خوريد.[۲۳] «وای به حال شما ای علمای دينی و فريسيان رياكار! شما حتی ده يک محصول نعناع و شِويد و زيره باغچه‌تان را زكات می‌دهيد، اما از طرف ديگر مهمترين احكام خدا را كه نيكويی، گذشت و صداقت است فراموش كرده‌ايد. شما بايد ده يک را بدهيد، ولی احكام مهم‌تر خدا را نيز فراموش نكنيد.[۲۴] ای عصاكش‌های كور، كه پشه را از صافی می‌گذرانيد ولی شتر را می‌بلعيد![۲۵] «وای بحال شما ای علمای دينی و فريسيان رياكار! چون شما بيرون ظرف را آنقدر تميز می‌كنيد تا بدرخشد، ولی داخل ظرف از كثافت ظلم و طمع پر است.[۲۶] ای فريسی‌های كور، اول داخل ظرف را تميز كنيد تا بيرون ظرف هم پاک شود.[۲۷] «وای بحال شما ای علمای دينی و فريسيان رياكار! شما مانند قبرهای سفيد شده‌ای هستيد كه ظاهری زيبا دارند اما داخل آن پر است از استخوانهای مردگان و كثافات![۲۸] شما می‌كوشيد خود را ديندار جلوه دهيد، ولی در زير آن عبای مقدستان، دلهايی داريد پر از ريا و گناه.[۲۹] «وای به حالتان ای علمای دينی و فريسيان رياكار! شما برای پيامبرانی كه اجدادتان كشتند، با دست خود بنای يادبود می‌سازيد، و قبر مقدسينی را كه بدست آنان كشته شدند، تزئين می‌كنيد و می‌گوييد: اگر ما بجای اجدادمان بوديم، پيامبران را نمی‌كشتيم.

Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible Copyright © 1995‎, 2005, 2018 by Biblica‎, Inc.®