A A A A A

اضافی: [برده داری]


اول قرنتيان ۷:۲۱
فرض كنيد كه شما بردۀ كسی هستيد. لازم نيست از اين موضوع ناراحت باشيد. البته اگر فرصتی برای آزادی پيش آمد، از آن استفاده كنيد.

اول پترس ۲:۱۶-۱۸
[۱۶] درست است كه شما از قيد و بند احكام مذهبی آزاد شده‌ايد، اما اين به آن معنی نيست كه می‌توانيد به هر كار نادرستی دست بزنيد، بلكه آزادی خود را بايد برای اجرای خواست خدا بكار ببريد.[۱۷] به همه احترام كنيد؛ ايمانداران را دوست بداريد؛ از خدا بترسيد؛ به رهبران مملكت احترام بگذاريد.[۱۸] شما خدمتكاران، بايد مطيع اربابان خود باشيد و به ايشان احترام كامل بگذاريد، نه فقط به اربابان مهربان و با ملاحظه، بلكه به آنانی نيز كه سختگير و تندخو هستند.

اول تيموتيوس ۱:۱۰
بلی، اين احكام داده شد تا نشان دهد كه مرتكبين اين اعمال، جزو گناهكارانند، يعنی زناكاران، همجنس‌بازان، آدم دزدان، دروغگويان و تمام كسانی كه مرتكب اعمالی برخلاف تعليم صحيح می‌گردند،

اول تيموتيوس ۶:۱
آندسته از مسيحيانی كه غلام هستند، بايد برای ارباب خود خوب كار كنند و به او احترام بگذارند تا نگويند كه مسيحيان كاركنان خوبی نيستند. نگذاريد از اين راه، نام خدا و تعاليم مسيحی مورد اهانت قرار گيرد.

کولوسيان ۳:۲۲
ای غلامان، در هر امری مطيع اربابان خود در اين دنيا باشيد. نه تنها در حضور ايشان به وظايف خود خوب عمل كنيد، بلكه بسبب محبت و احترامتان به مسيح، هميشه از صميم قلب خدمت نماييد.

کولوسيان ۴:۱
شما اربابان نيز بايد با عدل و انصاف با غلامان خود رفتار كنيد. فراموش نكنيد كه خود شما نيز در آسمان ارباب داريد كه هميشه ناظر بر رفتار شماست.

تثنييه ۲۳:۱۵
اگر برده‌ای از نزد اربابش فرار كند نبايد او را مجبور كنيد كه برگردد.

تثنييه ۲۴:۷
اگر كسی يكی از برادران اسرائيلی خود را بدزدد و با او مثل برده رفتار كند و يا او را بفروشد، اين آدم دزد بايد كشته شود تا شرارت از ميان شما پاک گردد.

افسسيان ۶:۵-۹
[۵] ای غلامان، از اربابتان در اين دنيا با ترس و احترام اطاعت نماييد و ايشان را از صميم قلب خدمت كنيد، با اين تصور كه مسيح را خدمت می‌كنيد.[۶] طوری نباشد كه وظايف كاری خود را فقط در حضور ايشان خوب انجام دهيد، و وقتی نيستند شانه خالی كنيد. بلكه همچون خادمين مسيح كه خواست خدا را با جان و دل انجام می‌دهند، هميشه وظيفه خود را انجام دهيد.[۷] با عشق و علاقه كار كنيد، درست مانند آنكه برای خداوند كار می كنيد، نه برای انسان.[۸] فراموش نكنيد كه چه غلام باشيد چه آزاد، برای هر عمل نيكو كه انجام می‌دهيد، از خداوند پاداش خواهيد گرفت.[۹] و شما اربابان، با غلامان و زيردستان خود درست رفتار كنيد، همانطور كه به ايشان نيز گفتم كه با شما درست رفتار نمايند. آنان را تهديد نكنيد. فراموش نكنيد كه شما هم غلام هستيد، غلام عيسی مسيح. شما هر دو يک ارباب داريد و او از كسی طرفداری نمی‌كند.

سفر خروج ۲۱:۲
«اگر غلامی عبرانی بخری فقط بايد شش سال تو را خدمت كند. سال هفتم بايد آزاد شود بدون اينكه برای كسب آزادی خود قيمتی بپردازد.

سفر خروج ۲۱:۷-۳۲
[۷] «اگر مردی دختر خود را به كنيزی بفروشد، آن كنيز مانند غلام در پايان سال ششم آزاد نشود.[۸] اگر اربابش كه آن كنيز را خريده و نامزد خود كرده است، از او راضی نباشد، بايد اجازه دهد تا وی بازخريد شود؛ ولی حق ندارد او را به يک غيراسرائيلی بفروشد، چون اين كار در حق او خيانت شمرده می‌شود.[۹] اگر ارباب بخواهد كنيز را برای پسرش نامزد كند، بايد مطابق رسوم دختران آزاد با او رفتار كند، نه به رسم يک كنيز.[۱۰] اگر خودش با او ازدواج كند و بعد زن ديگری نيز بگيرد، نبايد از خوراک و پوشاک و حق همسری او چيزی كم كند.[۱۱] اگر ارباب در رعايت اين سه نكته كوتاهی كند، آنوقت آن كنيز آزاد است و می‌تواند بدون پرداخت قيمتی، او را ترک كند.[۱۲] «اگر كسی انسانی را طوری بزند كه منجر به مرگ وی گردد، او نيز بايد كشته شود.[۱۳] اما اگر او قصد كشتن نداشته و مرگ، تصادفی بوده باشد ، آنوقت مكانی برايش تعيين می‌كنم تا به آنجا پناهنده شده، بست بنشيند[۱۴] ولی اگر شخصی، به عمد و با قصد قبلی به كسی حمله كند و او را بكشد، حتی اگر به قربانگاه من نيز پناه برده باشد، بايد از بست بيرون كشيده، كشته شود.[۱۵] «هر كه پدر يا مادرش را بزند، بايد كشته شود.[۱۶] «هر كس انسانی را بدزدد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته باشد، بايد كشته شود.[۱۷] «هر كس پدر يا مادر خود را لعنت كند، بايد كشته شود.[۱۸] «اگر دو نفر با هم گلاويز بشوند و يكی از آنها ديگری را با سنگ يا با مشت چنان بزند كه مجروح و بستری شود اما نميرد،[۱۹] و بعد از اينكه حالش خوب شد بتواند با كمک عصا راه برود، آنوقت ضارب بخشيده شود، بشرطی كه تمام مخارج معالجه و تاوان روزهای بيكاری مجروح را تا وقتی كه كاملاً خوب نشده بپردازد.[۲۰] «اگر كسی غلام يا كنيز خود را طوری با چوب بزند كه منجر به مرگ او گردد، بايد مجازات شود.[۲۱] اما اگر آن غلام يا كنيز چند روزی پس از كتک خوردن زنده بماند، اربابش مجازات نشود، زيرا آن غلام يا كنيز به او تعلق دارد.[۲۲] «اگر عده‌ای با هم درگير شوند و در جريان اين دعوا، زن حامله‌ای را طوری بزنند كه به سقط جنين او منجر شود، ولی به خود او آسيبی نرسد، ضارب هر مبلغی را كه شوهر آن زن بخواهد و قاضی آن را تأييد كند، بايد جريمه بدهد.[۲۳] ولی اگر به خود او صدمه‌ای وارد شود، بايد همان صدمه به ضارب نيز وارد گردد: جان بعوض جان،[۲۴] چشم بعوض چشم، دندان بعوض دندان، دست بعوض دست، پا بعوض پا،[۲۵] داغ بعوض داغ، زخم بعوض زخم، و ضرب بعوض ضرب.[۲۶] «اگر كسی با وارد كردن ضربه‌ای به چشم غلام يا كنيزش او را كور كند، بايد او را بعوض چشمش آزاد كند.[۲۷] اگر كسی دندان غلام يا كنيز خود را بشكند، بايد او را بعوض دندانش آزاد كند.[۲۸] «اگر گاوی به مرد يا زنی شاخ بزند و او را بكشد، آن گاو بايد سنگسار شود و گوشتش هم خورده نشود، آنوقت صاحب آن گاو بی‌گناه شمرده می‌شود.[۲۹] ولی اگر آن گاو قبلاً سابقۀ شاخ زنی داشته و صاحبش هم از اين موضوع با خبر بوده، اما گاو را نبسته باشد، در اينصورت بايد هم گاو سنگسار گردد و هم صاحبش كشته شود.[۳۰] ولی اگر بستگان مقتول راضی شوند كه خون‌بها را قبول كنند، صاحب گاو می‌تواند با پرداخت خونبهای تعيين شده، جان خود را نجات دهد.[۳۱] «اگر گاوی به دختر يا پسری شاخ بزند و او را بكشد، همين حكم اجرا شود.[۳۲] اما اگر گاو به غلام يا كنيزی شاخ بزند و او را بكشد، بايد سی مثقال نقره به ارباب آن غلام يا كنيز داده شود و گاو هم سنگسار گردد.

غلاطيان ۳:۲۸
ديگر فرقی نمی‌كند كه يهودی باشيم يا غيريهودی، غلام باشيم يا آزاد، مرد باشيم يا زن؛ زيرا همۀ ما مسيحيان در عيسی مسيح يكی هستيم؛

غلاطيان ۵:۱
پس، اكنون كه مسيح شما را آزاد كرده است، بكوشيد آزاد بمانيد و بار ديگر اسير قيد و بند شريعت نشويد.

سفر خروج ۲۱:۱۶
«هر كس انسانی را بدزدد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته باشد، بايد كشته شود.

لاويان ۲۵:۳۹
اگر يكی از هم نژادان اسرائيلی تو فقير شد و خود را به تو فروخت، تو نبايد با او مثل برده رفتار كنی،

لوقا ۴:۱۸
«روح خداوند بر من است! خداوند مرا برگزيده تا مژدۀ رحمت او را به بينوايان برسانم. او مرا فرستاده است تا رنجديدگان را تسلی بخشم و رهايی را به اسيران و بينايی را به نابينايان اعلام نمايم و مظلومان را آزاد سازم؛

فيلمان ۱:۱۶
***

امثال ۲۲:۱۶
آنكه بخاطر نفع خودش به فقرا ظلم كند و به ثروتمندان هديه دهد، عاقبت گرفتار فقر خواهد شد.

تايتوس ۲:۹-۱۰
[۹] غلامان را نصيحت كن كه از دستورهای ارباب خود اطاعت كنند و بكوشند تا در هر امری رضايت خاطر ايشان را فراهم سازند؛ در مقابل گفته‌های ارباب خود نيز جواب پس ندهند؛[۱۰] يادآوری كن كه دزدی نكنند، بلكه در عمل نشان دهند كه از هر جهت درستكار می‌باشند. با مشاهدۀ رفتار شماست كه مردم علاقه‌مند می‌شوند تا به نجات دهندۀ ما خدا ايمان بياورند.

لوقا ۱۲:۴۷-۴۸
[۴۷] «آن خدمتكاری كه وظيفه خود را بداند و به آن عمل نكند، به سختی مجازات خواهد شد.[۴۸] اما اگر كسی ندانسته عمل خلافی انجام دهد، كمتر مجازات خواهد شد. به هر كه مسئوليت بزرگتری سپرده شود، بازخواست بيشتری نيز از او بعمل خواهد آمد، و نزد هر كه امانت بيشتری گذاشته شود، مطالبه بيشتری نيز خواهد شد.

سفر خروج ۲۱:۲۰-۲۷
[۲۰] «اگر كسی غلام يا كنيز خود را طوری با چوب بزند كه منجر به مرگ او گردد، بايد مجازات شود.[۲۱] اما اگر آن غلام يا كنيز چند روزی پس از كتک خوردن زنده بماند، اربابش مجازات نشود، زيرا آن غلام يا كنيز به او تعلق دارد.[۲۲] «اگر عده‌ای با هم درگير شوند و در جريان اين دعوا، زن حامله‌ای را طوری بزنند كه به سقط جنين او منجر شود، ولی به خود او آسيبی نرسد، ضارب هر مبلغی را كه شوهر آن زن بخواهد و قاضی آن را تأييد كند، بايد جريمه بدهد.[۲۳] ولی اگر به خود او صدمه‌ای وارد شود، بايد همان صدمه به ضارب نيز وارد گردد: جان بعوض جان،[۲۴] چشم بعوض چشم، دندان بعوض دندان، دست بعوض دست، پا بعوض پا،[۲۵] داغ بعوض داغ، زخم بعوض زخم، و ضرب بعوض ضرب.[۲۶] «اگر كسی با وارد كردن ضربه‌ای به چشم غلام يا كنيزش او را كور كند، بايد او را بعوض چشمش آزاد كند.[۲۷] اگر كسی دندان غلام يا كنيز خود را بشكند، بايد او را بعوض دندانش آزاد كند.

تثنييه ۲۳:۱۵-۱۶
[۱۵] اگر برده‌ای از نزد اربابش فرار كند نبايد او را مجبور كنيد كه برگردد.[۱۶] بگذاريد در هر شهری كه مايل است در ميان شما زندگی كند و بر او ظلم نكنيد.

اول تيموتيوس ۶:۱-۲
[۱] آندسته از مسيحيانی كه غلام هستند، بايد برای ارباب خود خوب كار كنند و به او احترام بگذارند تا نگويند كه مسيحيان كاركنان خوبی نيستند. نگذاريد از اين راه، نام خدا و تعاليم مسيحی مورد اهانت قرار گيرد.[۲] اگر ارباب هم مسيحی باشد، نبايد از او سوءاستفاده نمايند و از زير كار شانه خالی كنند، بلكه برعكس بايد بهتر كار كنند، چون به يک برادر مسيحی خدمت می‌كنند.

لاويان ۲۵:۴۴-۴۶
[۴۴] اما اجازه داريد بردگانی از اقوامی كه در اطراف شما ساكنند خريداری كنيد[۴۵] و همچنين می‌توانيد فرزندان غريبانی را كه در ميان شما ساكنند بخريد، حتی اگر در سرزمين شما بدنيا آمده باشند.[۴۶] آنان بردگان هميشگی شما خواهند بود و بعد از خودتان می‌توانيد ايشان را برای فرزندانتان واگذاريد. ولی با برادرانتان از قوم اسرائيل چنين رفتار نكنيد.

سفر خروج ۲۱:۲-۱۱
[۲] «اگر غلامی عبرانی بخری فقط بايد شش سال تو را خدمت كند. سال هفتم بايد آزاد شود بدون اينكه برای كسب آزادی خود قيمتی بپردازد.[۳] اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری نداشته باشد و در حين غلامی همسری اختيار كند در سال هفتم فقط خودش آزاد شود. اما اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری داشته باشد، آنگاه هر دو آنها در يک زمان آزاد شوند.[۴] ولی اگر اربابش برای او زن گرفته باشد و او از وی صاحب پسران و دخترانی شده باشد، آنگاه فقط خودش آزاد شود و زن و فرزندانش پيش او بمانند.[۵] «اگر آن غلام بگويد: من ارباب و زن و فرزندانم را دوست دارم و آنها را بر آزادی خود ترجيح می‌دهم،[۶] آنوقت اربابش او را پيش قضات قوم ببرد و در حضور همه گوش او را با درفشی سوراخ كند تا از آن پس هميشه غلام او باشد.[۷] «اگر مردی دختر خود را به كنيزی بفروشد، آن كنيز مانند غلام در پايان سال ششم آزاد نشود.[۸] اگر اربابش كه آن كنيز را خريده و نامزد خود كرده است، از او راضی نباشد، بايد اجازه دهد تا وی بازخريد شود؛ ولی حق ندارد او را به يک غيراسرائيلی بفروشد، چون اين كار در حق او خيانت شمرده می‌شود.[۹] اگر ارباب بخواهد كنيز را برای پسرش نامزد كند، بايد مطابق رسوم دختران آزاد با او رفتار كند، نه به رسم يک كنيز.[۱۰] اگر خودش با او ازدواج كند و بعد زن ديگری نيز بگيرد، نبايد از خوراک و پوشاک و حق همسری او چيزی كم كند.[۱۱] اگر ارباب در رعايت اين سه نكته كوتاهی كند، آنوقت آن كنيز آزاد است و می‌تواند بدون پرداخت قيمتی، او را ترک كند.

افسسيان ۶:۵-۹
[۵] ای غلامان، از اربابتان در اين دنيا با ترس و احترام اطاعت نماييد و ايشان را از صميم قلب خدمت كنيد، با اين تصور كه مسيح را خدمت می‌كنيد.[۶] طوری نباشد كه وظايف كاری خود را فقط در حضور ايشان خوب انجام دهيد، و وقتی نيستند شانه خالی كنيد. بلكه همچون خادمين مسيح كه خواست خدا را با جان و دل انجام می‌دهند، هميشه وظيفه خود را انجام دهيد.[۷] با عشق و علاقه كار كنيد، درست مانند آنكه برای خداوند كار می كنيد، نه برای انسان.[۸] فراموش نكنيد كه چه غلام باشيد چه آزاد، برای هر عمل نيكو كه انجام می‌دهيد، از خداوند پاداش خواهيد گرفت.[۹] و شما اربابان، با غلامان و زيردستان خود درست رفتار كنيد، همانطور كه به ايشان نيز گفتم كه با شما درست رفتار نمايند. آنان را تهديد نكنيد. فراموش نكنيد كه شما هم غلام هستيد، غلام عيسی مسيح. شما هر دو يک ارباب داريد و او از كسی طرفداری نمی‌كند.

تثنييه ۱۵:۱۲-۱۸
[۱۲] هرگاه غلامی عبرانی بخريد، چه مرد باشد چه زن، بايد پس از شش سال خدمت، در سال هفتم او را آزاد نماييد.[۱۳] او را دست خالی روانه نكنيد،[۱۴] بلكه هديه‌ای از گله و غله و شراب مطابق بركتی كه خداوند، خدايتان به شما بخشيده است به وی بدهيد.[۱۵] به خاطر بياوريد كه در سرزمين مصر بَرده بوديد و خداوند، خدايتان شما را نجات داد. به همين دليل است كه امروز اين فرمان را به شما می‌دهم.[۱۶] ولی اگر غلام عبرانی شما نخواهد برود و بگويد شما و خانواده‌تان را دوست دارد و از بودن درخانۀ شما لذت می‌برد،[۱۷] آنوقت او را به دم در برده با درفشی گوشش را سوراخ كنيد تا از آن پس، هميشه غلام شما باشد. همين كار را با كنيزان خود بكنيد.[۱۸] اما وقتی كه برده‌ای را آزاد می‌كنيد نبايد ناراحت شويد، چون او در طی شش سال برای شما كمتر از نصف دستمزد يک كارگر عادی خرج برداشته است. خداوند، خدايتان برای اينكه او را آزاد ساخته‌ايد شما را در هر كاری بركت خواهد داد.

سفر خروج ۲۱:۱-۳۶
[۱] «ساير احكامی كه بايد اطاعت كنيد، اينها هستند:[۲] «اگر غلامی عبرانی بخری فقط بايد شش سال تو را خدمت كند. سال هفتم بايد آزاد شود بدون اينكه برای كسب آزادی خود قيمتی بپردازد.[۳] اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری نداشته باشد و در حين غلامی همسری اختيار كند در سال هفتم فقط خودش آزاد شود. اما اگر قبل از اينكه غلام تو شود همسری داشته باشد، آنگاه هر دو آنها در يک زمان آزاد شوند.[۴] ولی اگر اربابش برای او زن گرفته باشد و او از وی صاحب پسران و دخترانی شده باشد، آنگاه فقط خودش آزاد شود و زن و فرزندانش پيش او بمانند.[۵] «اگر آن غلام بگويد: من ارباب و زن و فرزندانم را دوست دارم و آنها را بر آزادی خود ترجيح می‌دهم،[۶] آنوقت اربابش او را پيش قضات قوم ببرد و در حضور همه گوش او را با درفشی سوراخ كند تا از آن پس هميشه غلام او باشد.[۷] «اگر مردی دختر خود را به كنيزی بفروشد، آن كنيز مانند غلام در پايان سال ششم آزاد نشود.[۸] اگر اربابش كه آن كنيز را خريده و نامزد خود كرده است، از او راضی نباشد، بايد اجازه دهد تا وی بازخريد شود؛ ولی حق ندارد او را به يک غيراسرائيلی بفروشد، چون اين كار در حق او خيانت شمرده می‌شود.[۹] اگر ارباب بخواهد كنيز را برای پسرش نامزد كند، بايد مطابق رسوم دختران آزاد با او رفتار كند، نه به رسم يک كنيز.[۱۰] اگر خودش با او ازدواج كند و بعد زن ديگری نيز بگيرد، نبايد از خوراک و پوشاک و حق همسری او چيزی كم كند.[۱۱] اگر ارباب در رعايت اين سه نكته كوتاهی كند، آنوقت آن كنيز آزاد است و می‌تواند بدون پرداخت قيمتی، او را ترک كند.[۱۲] «اگر كسی انسانی را طوری بزند كه منجر به مرگ وی گردد، او نيز بايد كشته شود.[۱۳] اما اگر او قصد كشتن نداشته و مرگ، تصادفی بوده باشد ، آنوقت مكانی برايش تعيين می‌كنم تا به آنجا پناهنده شده، بست بنشيند[۱۴] ولی اگر شخصی، به عمد و با قصد قبلی به كسی حمله كند و او را بكشد، حتی اگر به قربانگاه من نيز پناه برده باشد، بايد از بست بيرون كشيده، كشته شود.[۱۵] «هر كه پدر يا مادرش را بزند، بايد كشته شود.[۱۶] «هر كس انسانی را بدزدد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته باشد، بايد كشته شود.[۱۷] «هر كس پدر يا مادر خود را لعنت كند، بايد كشته شود.[۱۸] «اگر دو نفر با هم گلاويز بشوند و يكی از آنها ديگری را با سنگ يا با مشت چنان بزند كه مجروح و بستری شود اما نميرد،[۱۹] و بعد از اينكه حالش خوب شد بتواند با كمک عصا راه برود، آنوقت ضارب بخشيده شود، بشرطی كه تمام مخارج معالجه و تاوان روزهای بيكاری مجروح را تا وقتی كه كاملاً خوب نشده بپردازد.[۲۰] «اگر كسی غلام يا كنيز خود را طوری با چوب بزند كه منجر به مرگ او گردد، بايد مجازات شود.[۲۱] اما اگر آن غلام يا كنيز چند روزی پس از كتک خوردن زنده بماند، اربابش مجازات نشود، زيرا آن غلام يا كنيز به او تعلق دارد.[۲۲] «اگر عده‌ای با هم درگير شوند و در جريان اين دعوا، زن حامله‌ای را طوری بزنند كه به سقط جنين او منجر شود، ولی به خود او آسيبی نرسد، ضارب هر مبلغی را كه شوهر آن زن بخواهد و قاضی آن را تأييد كند، بايد جريمه بدهد.[۲۳] ولی اگر به خود او صدمه‌ای وارد شود، بايد همان صدمه به ضارب نيز وارد گردد: جان بعوض جان،[۲۴] چشم بعوض چشم، دندان بعوض دندان، دست بعوض دست، پا بعوض پا،[۲۵] داغ بعوض داغ، زخم بعوض زخم، و ضرب بعوض ضرب.[۲۶] «اگر كسی با وارد كردن ضربه‌ای به چشم غلام يا كنيزش او را كور كند، بايد او را بعوض چشمش آزاد كند.[۲۷] اگر كسی دندان غلام يا كنيز خود را بشكند، بايد او را بعوض دندانش آزاد كند.[۲۸] «اگر گاوی به مرد يا زنی شاخ بزند و او را بكشد، آن گاو بايد سنگسار شود و گوشتش هم خورده نشود، آنوقت صاحب آن گاو بی‌گناه شمرده می‌شود.[۲۹] ولی اگر آن گاو قبلاً سابقۀ شاخ زنی داشته و صاحبش هم از اين موضوع با خبر بوده، اما گاو را نبسته باشد، در اينصورت بايد هم گاو سنگسار گردد و هم صاحبش كشته شود.[۳۰] ولی اگر بستگان مقتول راضی شوند كه خون‌بها را قبول كنند، صاحب گاو می‌تواند با پرداخت خونبهای تعيين شده، جان خود را نجات دهد.[۳۱] «اگر گاوی به دختر يا پسری شاخ بزند و او را بكشد، همين حكم اجرا شود.[۳۲] اما اگر گاو به غلام يا كنيزی شاخ بزند و او را بكشد، بايد سی مثقال نقره به ارباب آن غلام يا كنيز داده شود و گاو هم سنگسار گردد.[۳۳] «اگر كسی چاهی بكند و روی آن را نپوشاند و گاو يا الاغی در آن بيفتد،[۳۴] صاحب چاه بايد قيمت آن حيوان را تماماً به صاحبش بپردازد و حيوان مرده از آن او باشد.[۳۵] «اگر گاوی، گاو ديگری را بزند و بكشد، صاحبان آن دو گاو بايد گاو زنده را بفروشند و قيمت آن را ميان خود تقسيم كنند، و هر يک از آنها هم می‌تواند نيمی از گاو كشته شده را برای خود بردارد.[۳۶] ولی اگر گاوی كه زنده مانده، سابقهٔ شاخ زنی داشته و صاحبش آن را نبسته باشد، بايد گاو زنده‌ای بعوض گاو كشته بدهد و گاو كشته شده را برای خود بردارد.

لاويان ۲۵:۱-۵۵
[۱] هنگامی كه موسی بالای كوه سينا بود، خداوند اين دستورات را برای قوم اسرائيل به او داد: وقتی به سرزمينی كه من به شما می‌دهم رسيديد، هر هفت سال يک بار بگذاريد زمين در حضور من استراحت كند.[۲] ***[۳] شش سال زمينهای زراعتی خود را بكاريد، درختان انگورتان را هرس نماييد و محصولات خود را جمع كنيد،[۴] ولی در طول سال هفتم زمين را وقف خداوند كنيد و چيزی در آن نكاريد. در تمام طول آن سال بذری نكاريد و درختان انگورتان را هرس نكنيد.[۵] حتی نباتات خودرو را برای خود درو نكنيد و انگورها را برای خود نچينيد، زيرا آن سال برای زمين، سال استراحت است.[۶] هر محصولی كه در آن سال برويد برای همه می‌باشد، يعنی برای شما، كارگران و بردگان شما، و هر غريبی كه در ميان شما ساكن است. بگذاريد حيوانات اهلی و وحشی نيز از محصول زمين بخورند.[۷] ***[۸] هر پنجاه سال يک بار،[۹] در روز كفاره كه روز دهم از ماه هفتم است، در سراسر سرزمين‌تان شيپورها را با صدای بلند بنوازيد.[۱۰] سال پنجاهم، سال مقدسی است و بايد آزادی برای تمام ساكنان سرزمين اعلام شود. در آن سال بايد تمام مايملک فاميلی كه به ديگران فروخته شده به صاحبان اصلی يا وارثان ايشان پس داده شود و هر كسی كه به بردگی فروخته شده نزد خانواده‌اش فرستاده شود.[۱۱] سال پنجاهم، سال يوبيل است. در آن سال نه بذر بكاريد، نه محصولاتتان را درو كنيد، و نه انگورتان را جمع كنيد،[۱۲] زيرا سال يوبيل برای شما سال مقدسی است. خوراک آن سال شما از محصولات خودرويی باشد كه در مزرعه‌ها می‌رويند.[۱۳] آری، در طول سال يوبيل هر كسی بايد به ملک اجدادی خود باز گردد. اگر آن را فروخته باشد، دوباره از آن خودش خواهد شد.[۱۴] به همين علت اگر در طول چهل و نه سال آن زمين خريد و فروش شود، بايد قيمت عادلانهٔ زمين را با توجه به نزديک و يا دور بودن سال پنجاهم تعيين كرد. اگر سالهای زيادی به سال پنجاهم مانده باشد قيمت زمين بيشتر و اگر سالهای كمی مانده باشد قيمت، كمتر خواهد بود چون در واقع خريدار، قيمت محصولی را كه در طول اين مدت می‌تواند بدست آورد، می‌پردازد.[۱۵] ***[۱۶] ***[۱۷] از خداوند، خدای خود بترسيد و يكديگر را فريب ندهيد.[۱۸] اگر از احكام و قوانين خداوند اطاعت كنيد در آن سرزمين، امنيت خواهيد داشت[۱۹] و زمين محصول خود را خواهد داد و شما سير و آسوده خاطر خواهيد بود.[۲۰] شايد بپرسيد: «پس در سال هفتم كه نه اجازه داريم چيزی بكاريم و نه محصولی جمع كنيم، چه بخوريم؟»[۲۱] جواب اين است: خداوند محصول سال ششم را بقدری بركت می‌دهد كه تا زمان برداشت محصولی كه در سال هشتم كاشته‌ايد باقی بماند و شما از آن بخوريد.[۲۲] ***[۲۳] به ياد داشته باشيد كه زمين مال خداوند است، و نمی‌توانيد آن را برای هميشه بفروشيد. شما مهمان خداوند هستيد و می‌توانيد فقط از محصول زمين استفاده كنيد.[۲۴] هنگام فروش زمين، بايد قيد شود كه هر وقت فروشنده بخواهد، می‌تواند زمين را بازخريد نمايد.[۲۵] اگر كسی تنگدست شد و مقداری از زمين خود را فروخت، آنوقت نزديكترين خويشاوند او می‌تواند زمين را بازخريد نمايد.[۲۶] اما اگر كسی را نداشته باشد كه آن را بازخريد كند ولی خود او پس از مدتی به اندازهٔ كافی پول به دست آورد،[۲۷] آنگاه، هر وقت كه بخواهد می‌تواند با در نظر گرفتن مقدار محصولی كه تا سال پنجاهم از زمين حاصل می‌شود، قيمت آن را بپردازد و زمين را پس بگيرد.[۲۸] ولی اگر صاحب اصلی نتواند آن را بازخريد نمايد، زمين تا سال يوبيل از آن مالک جديدش خواهد بود، ولی در سال يوبيل بايد دوباره آن را به صاحبش برگرداند.[۲۹] اگر مردی خانهٔ خود را كه در شهر است بفروشد، تا يک سال مهلت دارد آن را بازخريد نمايد.[۳۰] اگر در طی آن سال بازخريد نكرد آنوقت برای هميشه مال صاحب جديدش خواهد بود و در سال يوبيل به صاحب اصلی‌اش پس داده نخواهد شد.[۳۱] اما خانه‌هايی را كه در روستاهای بدون حصار قرار دارند، می‌توان مثل زمين زراعتی در هر زمان بازخريد نمود و در سال يوبيل بايد آنها را به صاحبان اصلی بازگردانيد.[۳۲] اما يک استثناء وجود دارد: خانه‌های لاويها، حتی اگر در شهر نيز باشند، در هر موقع قابل بازخريد خواهند بود[۳۳] و بايد در سال پنجاهم به صاحبان اصلی پس داده شوند، چون به لاويها مثل قبيله‌های ديگر زمين زراعتی داده نمی‌شود، بلكه فقط در شهرهای خودشان به ايشان خانه داده می‌شود.[۳۴] لاويها اجازه ندارند مزرعه‌های حومۀ شهر خود را بفروشند، زيرا اينها ملک دايمی ايشان است.[۳۵] اگر يكی از هم نژادان اسرائيلی تو فقير شد، وظيفۀ توست كه به او كمک كنی. پس از او دعوت كن تا به خانۀ تو بيايد و مثل مهمان با تو زندگی كند.[۳۶] از او هيچ سود نگير، بلكه از خدای خود بترس و بگذار برادرت با تو زندگی كند.[۳۷] برای پولی كه به او قرض می‌دهی سود نگير و بدون منفعت به او خوراک بفروش،[۳۸] زيرا خداوند، خدايتان، شما را از سرزمين مصر بيرون آورد تا سرزمين كنعان را به شما بدهد و خدای شما باشد.[۳۹] اگر يكی از هم نژادان اسرائيلی تو فقير شد و خود را به تو فروخت، تو نبايد با او مثل برده رفتار كنی،[۴۰] بلكه بايد با او مثل كارگر روزمزد يا مهمان رفتار كنی و او فقط تا سال يوبيل برای تو كار كند.[۴۱] در آن سال او بايد با پسرانش از پيش تو برود و نزد فاميل و املاک خود بازگردد.[۴۲] شما بندگان خداوند هستيد و خداوند شما را از مصر بيرون آورد، پس نبايد به بردگی فروخته شويد.[۴۳] با ايشان با خشونت رفتار نكن و از خدای خود بترس.[۴۴] اما اجازه داريد بردگانی از اقوامی كه در اطراف شما ساكنند خريداری كنيد[۴۵] و همچنين می‌توانيد فرزندان غريبانی را كه در ميان شما ساكنند بخريد، حتی اگر در سرزمين شما بدنيا آمده باشند.[۴۶] آنان بردگان هميشگی شما خواهند بود و بعد از خودتان می‌توانيد ايشان را برای فرزندانتان واگذاريد. ولی با برادرانتان از قوم اسرائيل چنين رفتار نكنيد.[۴۷] اگر غريبی كه در ميان شما ساكن است ثروتمند شد و يک اسرائيلی، فقير گرديد و خود را به آن غريب يا به يكی از افراد خاندان او فروخت،[۴۸] يكی از برادرانش يا عمويش يا پسر عمويش يا يكی از اقوام نزديكش می‌تواند او را بازخريد نمايد. اگر خود او هم پولی بدست آورد، می‌تواند خود را بازخريد نمايد.[۴۹] ***[۵۰] او با بازخريدكننده‌اش بايد از سال برده شدنش تا سال يوبيل را حساب كند. بهای آزادی او بايد مساوی مزد يک كارگر درهمان مدت باشد.[۵۱] اگر تا سال يوبيل مدت زيادی باقی مانده باشد، او پول بيشتری برای آزادی خود بپردازد و اگر كم مانده باشد پول كمتری.[۵۲] ***[۵۳] اگر خود را به غريبه‌ای بفروشد آن غريبه بايد با او مثل يک كارگر روزمزد رفتار كند؛ نبايد با او با خشونت رفتار نمايد.[۵۴] اگر پيش از فرا رسيدن سال يوبيل بازخريد نشود، بايد در آن سال، خود و فرزندانش آزاد گردند،[۵۵] چون شما بندگان خداوند هستيد و او شما را از سرزمين مصر بيرون آورد. او خداوند، خدای شماست.

Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible Copyright © 1995‎, 2005, 2018 by Biblica‎, Inc.®