A A A A A

اضافی: [احیاء]

دانيال 9:3-10
[3] پس دست دعا و التماس بسوی خداوند دراز كردم و روزه گرفتم، پلاس پوشيدم و خاكستر بر سرم ريختم[4] و در دعا اعتراف كرده، گفتم: «ای خداوند، تو خدای بزرگ و مهيب هستی. تو هميشه به وعده‌هايت وفا می‌كنی و به كسانی كه تو را دوست دارند و اوامر تو را اطاعت می‌كنند، رحمت می‌نمايی.[5] ولی ما گناه كرده و مرتكب شرارت شده‌ايم، ما سركش و خطاكاريم و از دستورات تو سرپيچی نموده‌ايم.[6] به سخنان انبياء كه خدمتگزاران تو بودند و پيام تو را به پادشاهان و بزرگان و اجداد و افراد قوم ما رساندند، گوش نداده‌ايم.[7] «ای خداوند، عدالت از آن توست و شرمندگی از آن ما، ما كه از اهالی يهودا و اورشليم و تمام اسرائيل هستيم و بسبب خيانتی كه به تو كرده‌ايم، در سرزمينهای دور و نزديک پراكنده شده‌ايم.[8] آری، ای خداوند، ما و پادشاهان و بزرگان و اجداد ما رسوا شده‌ايم زيرا به تو گناه كرده‌ايم.[9] اما تو بخشنده و مهربان هستی و كسانی را كه به تو گناه كرده‌اند می‌بخشی.[10] ای خداوند، ای خدای ما، ما از تو سرپيچی كرده‌ايم و قوانين تو را كه بوسيلۀ انبيايت به ما داده‌ای، زير پا گذاشته‌ايم.

عزرا ۹:۵-۷
[۵] در هنگام قربانی عصر از جای خود بلند شدم و با همان جامهٔ دريده زانو زدم و دستهای خود را بحضور خداوند، خدايم بلند كرده،[۶] گفتم: «خدايا در نزد تو شرمسارم و خجالت می‌كشم كه در حضورت سر بلند كنم، چون گناهان ما از سر ما گذشته و خطاهای ما سر به فلک كشيده است.[۷] قوم ما از زمانهای گذشته تا بحال مرتكب گناهان زيادی شده‌اند؛ به همين دليل است كه ما و پادشاهان و كاهنانمان به دست پادشاهان ديگر كشته و اسير و غارت و رسوا شده‌ايم، و اين رسوايی تا امروز هم باقی است.

حزقيال 22:28-31
[28] انبيايشان از فكر خود رؤياهايی تعريف می‌كنند و به دروغ می‌گويند كه پيامهايشان از جانب خداوند است؛ حال آنكه من حتی كلمه‌ای نيز با ايشان سخن نگفته‌ام. با اين كار، گناهان را می‌پوشانند تا زشتی آن ديده نشود، همانگونه كه ديوار را با گچ می‌پوشانند.[29] حتی مردم عادی نيز مال يكديگر را می‌خورند، فقرا و نيازمندان را ظالمانه غارت می‌كنند و اموال اشخاص غريب و بيگانه را با بی‌انصافی از دستشان می‌گيرند.[30] «اما من كسی را جستجو می‌كردم كه بار ديگر ديوار عدالت را در اين سرزمين بنا كند؛ كسی را می‌جستم كه بتواند در شكاف ديوار شهر بايستد تا به هنگام ريزش غضب من، از شهر دفاع كند. ولی كسی را نيافتم![31] بنابراين، خشم خود را بر آنها خواهم ريخت و در آتش غضب خود هلاكشان خواهم ساخت، و آنها را به سزای همه گناهانشان خواهم رساند.»

تثنييه ۹:۱۸-۲۹
[۱۸] آنگاه به مدت چهل شبانه روز ديگر، در حضور خداوند روبر زمين نهادم. نه نانی خوردم و نه آبی نوشيدم؛ زيرا شما برضد خدا گناه كرده، او را به خشم آورده بوديد.[۱۹] می‌ترسيدم از شدت خشم، شما را نابود كند. ولی يک بار ديگر خداوند خواهش مرا اجابت كرد.[۲۰] هارون نيز در خطر بزرگی بود چون خداوند بر او غضبناک شده، می‌خواست او را بكشد، ولی من دعا كردم و خداوند او را بخشيد.[۲۱] من آن گوساله را كه شما از طلا ساخته بوديد و مظهر گناه شما بود برداشته، در آتش انداختم، بعد آن را كوبيدم و بصورت غباری نرم درآورده، به داخل نهری كه از دل كوه جاری بود ريختم.[۲۲] شما در تبعيره و مسا و قبروت هتاوه نيز خشم خداوند را برافروختيد.[۲۳] در قادش برنيع وقتی كه خداوند به شما گفت به سرزمينی كه به شما داده است داخل شويد از او اطاعت ننموديد زيرا باور نكرديد كه او به شما كمک خواهد كرد.[۲۴] آری، از اولين روزی كه شما را شناختم، عليه خداوند ياغيگری كرده‌ايد.[۲۵] پس خداوند خواست شما را هلاک كند، ولی من چهل شبانه روز در برابر او به خاک افتادم[۲۶] و التماس كرده، گفتم: «ای خداوند، قوم خود را نابود نكن. آنها ميراث تو هستند كه با قدرت عظيمت از مصر نجات يافتند.[۲۷] خدمتگزارانت ابراهيم و اسحاق و يعقوب را به يادآور و از لجاجت و عصيان و گناه اين قوم چشم پوشی كن.[۲۸] زيرا اگر آنها را از بين ببری مصريها خواهند گفت كه خداوند قادر نبود آنها را به سرزمينی كه به ايشان وعده داده بود برساند. آنها خواهند گفت كه خداوند ايشان را نابود كرد، چون ازايشان بيزار بود و آنها را به بيابان برد تا آنها را بكشد.[۲۹] ای خداوند، آنها قوم تو و ميراث تو هستند كه آنها را با قدرت عظيم و دست توانای خود از مصر بيرون آوردی.»

سفر خروج ۳۲:۱۱-۱۳
[۱۱] ولی موسی از خداوند، خدای خود خواهش كرد كه آنها را هلاک نكند و گفت: «خداوندا چرا بر قوم خود اينگونه خشمگين شده‌ای؟ مگر با قدرت و معجزات عظيم خود آنها را از مصر بيرون نياوردی؟[۱۲] آيا می‌خواهی مصريها بگويند: خدا ايشان را فريب داده، از اينجا بيرون برد تا آنها را در كوه‌ها بكشد و از روی زمين محو كند؟ از تو خواهش می‌كنم از خشم خود برگردی و از مجازات قوم خود درگذری.[۱۳] به يادآور قولی را كه به خدمتگزاران خود ابراهيم، اسحاق و يعقوب داده‌ای. به يادآور چگونه برای ايشان به ذات خود قسم خورده، فرمودی: فرزندان شما را مثل ستارگان آسمان بی‌شمار می‌گردانم و سرزمينی را كه دربارهٔ آن سخن گفته‌ام به نسل‌های شما می‌دهم تا هميشه در آن زندگی كنند.»

سفر خروج ۳۲:۳۱-۳۲
[۳۱] پس موسی به حضور خداوند بازگشت و چنين دعا كرد: «آه ای خداوند، اين قوم مرتكب گناه بزرگی شده، برای خود بتی از طلا ساختند.[۳۲] تمنا می‌كنم گناه آنهاراببخش وگرنه اسم مرا از دفترت محو كن .»

نحيميا 1:1-11
[1] در ماه كيسلو، در بيستمين سال سلطنت اردشير، وقتی در كاخ سلطنتی شوش بودم،[2] يكی از برادران يهودی‌ام به اسم حنانی با چند نفر ديگر كه تازه از سرزمين يهودا آمده بودند، به ديدنم آمدند. از ايشان دربارۀ وضع كسانی كه از تبعيد بازگشته بودند و نيز اوضاع اورشليم سؤال كردم.[3] آنها جواب دادند: «ايشان در شدت تنگی و خواری به سر می‌برند. حصار شهر هنوز خراب است و دروازه‌های سوختهٔ آن تعمير نشده است.»[4] وقتی اين خبر را شنيدم، نشستم و گريه كردم. از شدت ناراحتی چند روز لب به غذا نزدم، و در تمام اين مدت در حضور خدای آسمانها مشغول دعا بودم.[5] در دعا گفتم: «ای خداوند، خدای آسمانها! تو عظيم و مهيب هستی. تو در انجام وعده‌های خود نسبت به كسانی كه تو را دوست می‌دارند و دستورات تو را اطاعت می‌كنند، امين هستی.[6] به من نظر كن و دعای مرا كه دربارۀ بندگانت، قوم اسرائيل، شب و روز به حضور تو تقديم می‌كنم، بشنو. اعتراف می‌كنم كه ما به تو گناه كرده‌ايم! بلی، من و قوم من مرتكب گناه بزرگی شده‌ايم و دستورات و احكام تو را كه توسط خدمتگزار خود موسی به ما دادی، اطاعت نكرده‌ايم.[7] ***[8] اينک اين سخنان خود را كه به موسی فرمودی به ياد آور: «اگر گناه كنيد، شما را در ميان امتها پراكنده خواهم ساخت.[9] اما اگر بسوی من بازگرديد و از احكام من اطاعت كنيد، حتی اگر در دورترين نقاط جهان به تبعيد رفته باشيد، شما را به اورشليم باز خواهم گرداند. زيرا اورشليم، مكانی است كه برای سكونت برگزيده‌ام.»[10] «ما خدمتگزاران تو هستيم؛ همان قومی هستيم كه تو با قدرت عظيمت نجاتشان دادی.[11] ای خداوند، دعای مرا و دعای ساير بندگانت را كه از صميم قلب به تو احترام می‌گذارند، بشنو. التماس می‌كنم حال كه نزد پادشاه می‌روم اما دل او را نرم كنی تا درخواست مرا بپذيرد.» در آن روزها من ساقی پادشاه بودم.

مزامير ۸۵:۶
آيا به ما حياتی تازه عطا نخواهی فرمود تا از حضور تو شادی كنيم؟

مزامير 22:27
همۀ مردم جهان خداوند را به ياد خواهند داشت؛ همۀ قومها بسوی خداوند بازگشت خواهند نمود و او را پرستش خواهند كرد.

مزامير ۵۱:۱۰
خدايا، دلی پاک در درون من بيافرين و از نو، روحی راست به من عطا كن.

مزامير 80:18
ما ديگر از تو روی گردان نخواهيم شد. ما را زنده نگاه‌دار تا نام تو را ستايش كنيم.

حبقوق 3:2
ای خداوند، خبری را كه به من دادی شنيدم و برای كارهايی كه بزودی انجام خواهی داد با ترس و احترام تو را پرستش می‌كنم. دوباره مثل سالهای گذشته قدرت خود را به ما نشان ده تا نجات يابيم و در حين غضب خود، رحمت را به ياد آور.

اشعيا ۵۷:۱۵
خدای متعال و مقدس كه تا ابد زنده است، چنين می‌گويد: «من در مكان‌های بلند و مقدس ساكنم و نيز در وجود كسی كه روحی متواضع و توبه‌كار دارد، تا دل او را زنده سازم و نيروی تازه به او بخشم.

دوم تواريخ ۷:۱۴
اگر قوم من كه به اسم من خوانده می‌شوند فروتن شده، دعا كنند و مرا بطلبند و از راه‌های بد خويش بازگشت نمايند، آنگاه ايشان را از آسمان اجابت نموده، گناهانشان را می‌بخشم و سلامتی را به سرزمين آنها باز می‌گردانم.

يعقوب 4:8
به خدا نزديک شويد، تا او نيز به شما نزديک شود. ای گناهكاران، دستهای گناه‌آلود خود را بشوييد و دل خود را فقط با عشق الهی لبريز سازيد تا پاک گردد و نسبت به خدا وفادار بماند.

حزقيال 37:11-15
[11] سپس خداوند معنی اين رؤيا را به من فرمود: «اين استخوانها قوم اسرائيل هستند؛ آنها می‌گويند: «ما بصورت استخوانهای خشک شده در آمده‌ايم و همۀ اميدهايمان برباد رفته است.»[12] ولی تو به ايشان بگو كه خداوند می‌فرمايد: «ای قوم من اسرائيل، من قبرهای اسارت شما را كه در آنها دفن شده‌ايد می‌گشايم و دوباره شما را زنده می‌كنم و به مملكت اسرائيل بازمی‌گردانم.[13] سرانجام، ای قوم من، خواهيد دانست كه من خداوند هستم.[14] روح خود را در شما قرار می‌دهم و شما بار ديگر احيا شده، به وطن خودتان بازمی‌گرديد. آنوقت خواهيد دانست من كه خداوند هستم به قولی كه داده‌ام عمل می‌كنم.»[15] اين پيغام نيز از طرف خداوند بر من نازل شد:

اعمال رسولان 2:17-18
[17] خدا از زبان او فرمود: «در روزهای آخر، تمام مردم را از روح خود پر خواهم ساخت تا پسران و دختران شما نبوت كنند و جوانان شما رؤياها و پيران شما خوابها ببينند.[18] بله، تمام خدمتگزارانم را، چه مرد و چه زن، از روح خود پر خواهم كرد، و ايشان نبوت نموده، از جانب من سخن خواهند گفت.

دوم تيموتيوس 4:3-4
[3] زيرا زمانی خواهد رسيد كه مردم، ديگر به حقيقت گوش فرا نخواهند داد، بلكه به سراغ معلمينی خواهند رفت كه مطابق ميلشان سخن می‌گويند.[4] ايشان توجهی به پيغام راستين كلام خدا نخواهند نمود، بلكه كوركورانه بدنبال عقايد گمراه كننده خواهند رفت.

افسسيان ۵:۱۴
از اينرو است كه خدا در كتاب آسمانی می‌فرمايد: «ای تو كه خوابيده‌ای، بيدار شو و از ميان مردگان برخيز، و نور مسيح بر تو خواهد درخشيد.»

متی ۶:۳۳
اگر شما قبل از هرچيز، به ملكوت و عدالت خدا دل ببنديد، او همۀ اين نيازهای شما را برآورده خواهد ساخت.

اعمال رسولان ۲:۳۸
پطرس جواب داد: «هر يک از شما بايد از گناهانتان دست كشيده، بسوی خدا باز گرديد و به نام عيسی تعميد بگيريد تا خدا گناهانتان را ببخشد. آنگاه خدا به شما نيز اين هديه، يعنی روح‌القدس را عطا خواهد فرمود.

اعمال رسولان ۳:۱۹-۲۱
[۱۹] پس، توبه كنيد، از گناهانتان دست بكشيد و بسوی خدا بازگرديد تا گناهانتان پاک شود و دوران آسودگی و خرمّی از جانب خداوند فرا برسد.[۲۰] و بار ديگر عيسی را، كه همانا مسيح شماست، باز بفرستد.[۲۱] چون همانطور كه از زمان قديم پيشگويی شده است، مسيح بايد در آسمان بماند تا همه چيز از آلودگی گناه پاک شود و به حال اول بازگردد. برای نمونه، موسی سالها پيش فرمود: «خداوند، خدای شما پيامبری مثل من از ميان شما و برای شما می‌فرستد. هر چه او می‌گويد با دقت گوش كنيد؛

حزقيال ۱۸:۲۱-۳۳
[۲۱] اما اگر شخص شروری از تمام بديها و گناهان خود دست بكشد و مطيع احكام و قوانين من گردد و راستی و انصاف را پيشۀ خود سازد، به يقين زنده مانده، نخواهد مرد.[۲۲] تمام گناهان گذشته او آمرزيده خواهد شد و بسبب راست‌كرداری‌اش، زنده خواهد ماند.»[۲۳] خداوند می‌فرمايد: «آيا فكر می‌كنيد كه من از مردن شخص خطاكار، شاد می‌شوم؟ هرگز! شادی من در اينست كه او از راه‌های بد خويش باز گردد و زنده بماند.[۲۴] اما اگر شخص درستكار عدالت را ترک گويد و مرتكب گناه گردد و مانند ساير گناهكاران رفتار كند، آيا او زنده خواهد ماند؟ البته كه نه! تمام خوبی‌های گذشته‌اش ناديده گرفته می‌شود و بسبب خيانت و گناهانی كه كرده است، خواهد مرد.[۲۵] «ولی شما می‌گوييد: «روش خداوند منصفانه نيست!» ای قوم اسرائيل به من گوش دهيد! آيا من بی‌انصافم يا شما؟[۲۶] وقتی شخص خوب از درستكاری دست كشد و به گناه روی آورد، يقيناً خواهد مرد؛ او بسبب گناهانی كه كرده است، خواهد مرد.[۲۷] و اگر شخص بدكار از بدی‌هايش دست بكشد و درستكار و با انصاف گردد، جان خود را نجات خواهد داد،[۲۸] زيرا به وضع بد خود پی‌برده و تصميم گرفته است كه از گناهان خود دست بكشد و زندگی درستی را در پيش بگيرد. بنابراين، او زنده مانده، نخواهد مرد.[۲۹] «با وجود اين، شما ای قوم اسرائيل می‌گوييد: «روش خداوند منصفانه نيست!» ای قوم اسرائيل، آيا روش من غيرمنصفانه است، يا روش شما؟[۳۰] ای بنی‌اسرائيل، من هر يک از شما را مطابق اعمالتان داوری خواهم نمود. پس تا فرصت داريد توبه كنيد و از گناهان خود دست بكشيد، تا باعث هلاكتتان نگردد![۳۱] گناهانتان را از خود دور نماييد و دل و روحی تازه در خود ايجاد كنيد! ای قوم اسرائيل، چرا بايد هلاک شويد؟[۳۲] من از مرگ شما شاد نمی‌شوم. پس توبه كنيد و زنده بمانيد!»[۳۳] خداوند فرمود كه برای رهبران اسرائيل اين مرثيه را بخوانم:

ارمييا ۳۱:۱۷-۲۰
[۱۷] بلی، اميدی برای آينده‌ات وجود دارد، چون فرزندانت بار ديگر به وطنشان باز خواهند گشت.[۱۸] «آه و نالۀ قوم خود اسرائيل را شنيده‌ام كه می‌گويد: «مرا سخت تنبيه كردی و من اصلاح شدم، چون مانند گوساله‌ای بودم كه شخم زدن نمی‌داند. ولی حال مرا نزد خودت باز گردان؛ من آماده‌ام تا بسوی تو ای خداوند، خدای من، بازگردم.[۱۹] از تو رو برگرداندم، ولی بعد پشيمان شدم. برای نادانی‌ام، بر سر خود زدم و برای تمام كارهای شرم‌آوری كه در جوانی كرده بودم، بی‌اندازه شرمنده شدم.»[۲۰] «ولی ای قوم من اسرائيل، تو هنوز پسر من و فرزند دلبند من هستی! لازم بود كه تو را تنبيه كنم، ولی بدان كه بر تو رحم خواهم نمود؛ زيرا هنوز دوستت دارم و دل من برای تو می‌تپد.

داوران ۱۰:۱-۱۸
[۱] پس از مرگ ابيملک، «تولع» (پسر فواه و نوۀ دودا) برای رهايی اسرائيل به پا خاست. او از قبيلۀ يساكار بود، ولی در شهر شامير واقع در كوهستان افرايم سكونت داشت.[۲] وی مدت بيست و سه سال رهبری اسرائيل را بعهده داشت. وقتی مرد، او را در شامير دفن كردند[۳] و «يائير» جانشين وی شد. يائير از اهالی جلعاد بود و بيست و دو سال رهبر اسرائيل بود.[۴] او سی پسر داشت كه دسته جمعی بر سی الاغ سوار می‌شدند. آنها در سرزمين جلعاد سی شهر داشتند كه هنوز آنها را «شهرهای يائير» می‌نامند.[۵] وقتی يائير مرد، او را در قامون دفن كردند.[۶] آنگاه مردم اسرائيل بار ديگر از خداوند روگردان شده، به پرستش بعل و عشتاروت و خدايان سوريه، صيدون، موآب، عمون و فلسطين پرداختند و خداوند را ترک گفته، ديگر او را پرستش نكردند.[۷] پس خشم خداوند بر اسرائيل افروخته شد و او فلسطينيها و عمونيها را بر اسرائيل مسلط ساخت. آنها بر اسرائيلی‌هايی كه در سمت شرقی رود اردن در سرزمين اموری‌ها (يعنی در جلعاد) بودند، ظلم می‌كردند. همچنين عمونيها از رود اردن گذشته، به قبايل يهودا، بنيامين و افرايم هجوم می‌بردند. اسرائيل مدت هجده سال زير ظلم و ستم قرار داشت.[۸] ***[۹] ***[۱۰] سرانجام بنی‌اسرائيل بسوی خداوند بازگشت نموده، التماس كردند كه ايشان را نجات بخشد. آنها اعتراف نموده، گفتند: «خداوندا نسبت به تو گناه ورزيده‌ايم، چونكه تو را ترک نموده، بتها را پرستش كرده‌ايم.»[۱۱] ولی خداوند به ايشان فرمود: «مگر من شما را از دست مصريها، اموريها، عمونيها، فلسطينيها،[۱۲] صيدونيها، عماليقيها، و معونيها نرهانيدم؟ مگر به هنگام تمام سختيها به داد شما نرسيدم؟[۱۳] با وجود اين، شما مرا ترک نموده، به پرستش خدايان ديگر پرداختيد. پس من ديگر شما را رهايی نخواهم بخشيد.[۱۴] برويد و از خدايانی كه برای خود انتخاب كرده‌ايد كمک بطلبيد! بگذاريد در اين هنگام سختی، آنها شما را برهانند!»[۱۵] اما ايشان گفتند: «ما گناه كرده‌ايم. هر چه صلاح می‌دانی با ما بكن، ولی فقط يكبار ديگر ما را از دست دشمنانمان نجات بده.»[۱۶] آنگاه خدايان بيگانۀ خود را ترک گفته، تنها خداوند را عبادت نمودند و خداوند بسبب سختيهای اسرائيل اندوهگين شد.[۱۷] در آن موقع سپاهيان عمونی در جلعاد اردو زده، آماده می‌شدند كه به اردوی اسرائيلی‌ها در مصفه حمله كنند.[۱۸] رهبران اسرائيلی از يكديگر می‌پرسيدند: «كيست كه فرماندهی نيروهای ما را بعهده بگيرد و با عمونی‌ها بجنگد؟ هركس كه داوطلب شود رهبر مردم جلعاد خواهد شد!»

ايوب ۴۲:۶
از اينجهت از خود بيزار شده در خاک و خاكستر توبه می‌كنم.

يوئيل ۱:۱۰-۲۰
[۱۰] در مزرعه‌ها محصولی باقی نمانده، غله و انگور و روغن زيتون از بين رفته و همه جا را غم و غصه فرا گرفته است.[۱۱] ای كشاورزان، گريه كنيد و ای باغبانان، زاری نماييد؛ زيرا محصولات گندم و جو از ميان رفته است.[۱۲] درختان انگور خشک شده، و درختان انجير و انار، خرما و سيب، و تمام درختان ديگر نابود شده است. شادی از انسان رخت بر بسته است.[۱۳] ای كاهنان، لباس ماتم بپوشيد. ای خدمتگزاران خدای من، تمام شب در برابر قربانگاه گريه كنيد، چون ديگر غله و شرابی نمانده تا به خانۀ خدايتان هديه كنيد.[۱۴] روزه را اعلام كنيد و خبر دهيد كه مردم جمع شوند. ريش سفيدان همراه با تمام قوم در خانۀ خداوند، خدای خود جمع شوند و آنجا در حضور او گريه و ناله كنند.[۱۵] وای بر ما، چون روز هولناک مجازات نزديک می‌شود. نابودی از جانب خدای قادر مطلق فرا رسيده است![۱۶] خوراكمان در برابر چشمانمان ناپديد می‌شود و تمامی شاديها و خوشيها در خانۀ خدای ما به پايان می‌رسد.[۱۷] بذر در زمين پوسيده می‌شود. انبارها و سيلوها خالی شده‌اند. غله در مزرعه‌ها تلف شده است.[۱۸] گاوان چون چراگاهی ندارند سرگردانند و از گرسنگی می‌نالند و گوسفندان تلف می‌شوند.[۱۹] ای خداوند، ما را ياری فرما! زيرا گرما و خشكسالی چراگاهها را خشكانيده و تمام درختان را سوزانيده است.[۲۰] حتی حيوانات وحشی هم برای كمک بسوی تو فرياد برمی‌آورند، چون آبی برای خوردن ندارند. نهرهای كوهستانها خشک شده و چراگاهها زير آفتاب بكلی سوخته‌اند.

يونس ۳:۹-۱۰
[۹] كسی چه می‌داند، شايد خداوند از خشم خود برگردد و بر ما ترحم كرده، ما را از بين نبرد.»[۱۰] وقتی خدا ديد آنها از راههای بد خود دست كشيده‌اند بر آنها ترحم كرده، بلايی را كه گفته بود بر ايشان نفرستاد.

لوقا ۱۵:۷
«به همين صورت، با توبه يک گناهكار گمراه و بازگشت او بسوی خدا، در آسمان شادی بيشتری رخ می‌دهد تا برای نود و نه نفر ديگر كه گمراه و سرگردان نشده‌اند.

مرقس ۱:۱۵
او فرمود: «زمان موعود فرا رسيده است. بزودی خداوندْ ملكوت خود را برقرار خواهد ساخت. پس، از گناهان خود دست بكشيد و به اين خبر خوش ايمان بياوريد.»

متی ۳:۶
ايشان به گناهان خود اعتراف كرده، بدست يحيی در رود اردن غسل تعميد می‌يافتند.

متی ۱۱:۲۰-۲۴
[۲۰] آنگاه عيسی شروع كرد به توبيخ مردم شهرهايی كه بيشتر معجزاتش را در آنجا انجام داده بود، ولی ايشان بسوی خدا بازگشت نكرده بودند. او فرمود:[۲۱] «وای بر تو ای خورزين و وای بر تو ای بيت‌صيدا! اگر معجزه‌هايی كه من در كوچه و بازار شما انجام دادم، در صور و صيدون فاسد انجام می‌دادم، اهالی آنجا مدتها قبل، از روی خجالت و پشيمانی پلاس‌پوش و خاكسترنشين می‌شدند و توبه می‌كردند.[۲۲] مطمئن باشيد عاقبتِ صور و صيدون در روز قيامت خيلی بهتر از شما خواهد بود.[۲۳] ای كَفَرناحوم كه سر به آسمان كشيده‌ای، عاقبت به جهنم سرنگون خواهی شد چون اگر معجزاتی كه من در تو كردم، در سدوم می‌كردم، آن شهر تا بحال باقی مانده بود.[۲۴] مطمئن باش عاقبتِ سدوم در روز قيامت بهتر از تو خواهد بود.»

اول پترس ۴:۱۷
زيرا زمان داوری فرا رسيده است، و ابتدا فرزندان خدا داوری خواهند شد. پس اگر ما كه فرزندان خدا هستيم، مورد داوری قرار خواهيم گرفت، چه سرنوشت هولناكی در انتظار كسانی است كه به انجيل خداوند ايمان نياورده‌اند؟

اول پترس 5:10
بنابراين، پس از آنكه مدتی كوتاه اين زحمات را تحمل كرديد، خدا خودش شما را كامل و توانا و استوار خواهد ساخت. او خدای پر مهر و رحمت است و بخاطر ايمانمان به عيسی مسيح، ما را خوانده تا در جلال و شكوه او شريک گرديم.

افسسيان 1:18
دعا می‌كنم كه چشمان باطن شما روشن شود تا بتوانيد گوشه‌ای از بركاتی را كه خدا برای آيندۀ ما در نظر گرفته است ببينيد، و به اين حقيقت پی ببريد كه ارثی كه خدا برای مؤمنين تدارک ديده، چقدر پرشكوه و غنی است.

هوزيا ۶:۲
بعد از دو سه روز ما را دوباره زنده خواهد كرد و ما در حضور او زندگی خواهيم نمود.

اشعيا ۴۹:۸
خداوند می‌فرمايد: «در وقت مناسب درخواست تو را اجابت خواهم كرد و تو را از هر گزندی حفظ خواهم نمود و توسط تو با قوم اسرائيل عهد خواهم بست و سرزمينشان را از نو آباد كرده، آن را به مردمش باز خواهم گرداند.

ارمييا ۳۳:۱۱
ولی در همين مكان بار ديگر آواز سرور و شادمانی و صدای شاد عروس و داماد شنيده خواهد شد. مردم به خانۀ من قربانی‌های شكرگزاری آورده، خواهند گفت: «بياييد خداوند قادر متعال را تمجيد نماييم، زيرا او نيكو و مهربان است و رحمت او هميشه پابرجاست!» من اين سرزمين را بيش از دوران گذشته، سعادتمند و كامياب خواهم ساخت.

مزامير ۵۱:۱۲
شادی نجات از گناه را به من باز ده و مرا ياری كن تا با ميل و رغبت تو را اطاعت كنم.

مزامير ۷۱:۲۰
ای كه سختيها و زحمات بسيار به من نشان دادی، می‌دانم كه به من نيروی تازه خواهی بخشيد و مرا از اين وضع فلاكت بار بيرون خواهی آورد.

روميان ۶:۴
هنگامی كه مسيح مرد، طبيعت كهنۀ ما هم كه گناه را دوست می‌داشت، با او در آبِ تعميد دفن شد؛ و زمانی كه خدای پدر با قدرت پر جلال خود، مسيح را به زندگی بازگرداند، ما نيز در آن زندگی تازه و عالی شريک شديم.

نوحه ۵:۲۰-۲۱
[۲۰] مدت مديدی است كه تو ما را ترک كرده‌ای و ديگر ما را به ياد نمی‌آوری.[۲۱] ای خداوند، آيا تو ما را بكلی طرد كرده‌ای و تا ابد بر ما غضبناک خواهی بود؟ اگر چنين نيست، پس ما را بسوی خود بازگردان و شكوه دوران گذشتۀ ما را به ما باز ده.

ملاکی ۴:۵-۶
[۵] «پيش از فرا رسيدن روز بزرگ و هولناک داوری خداوند، من رسولی شبيه ايليای نبی برای شما می‌فرستم.[۶] او دلهای پدران و فرزندان را دوباره بهم نزديک خواهد كرد و اين باعث خواهد شد كه من سرزمين شما را ويران نكنم.»

مزامير ۸۰:۱۷-۱۹
[۱۷] از قومی كه برای خود برگزيده و چنين قوی ساخته‌ای، حمايت كن![۱۸] ما ديگر از تو روی گردان نخواهيم شد. ما را زنده نگاه‌دار تا نام تو را ستايش كنيم.[۱۹] ای خداوند قادر متعال، ما را بسوی خود باز آور و به ما توجه فرما تا نجات يابيم.

Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible Copyright © 1995‎, 2005, 2018 by Biblica‎, Inc.®