A A A A A


جستجو کردن

متی ۲:۲۲
اما در راه، وقتی شنيد كه پسر هيروديس، «آركلائوس»، جانشين پدرش شده و در يهوديه سلطنت می‌كند، ترسيد. باز در عالم خواب به او وحی رسيد كه به يهوديه نرود. پس او به ايالت جليل رفت و


متی ۸:۲۶
عيسی جواب داد: «ای كم‌ايمانان! چرا می‌ترسيد؟» سپس برخاست و فرمان داد تا باد و طوفان آرام گيرند؛ آنگاه آرامش كامل پديد آمد.


متی ۸:۲۷
شاگردان كه حيرت و ترس وجودشان را فراگرفته بود، به يكديگر می‌گفتند: «اين چه نوع انسانی است كه حتی باد و دريا نيز اطاعتش می‌كنند؟»


متی ۹:۸
حاضرين، با ديدن اين معجزه، ترسيدند و خدا را شكر كردند كه چنين قدرتی به انسان داده است.


متی ۱۰:۲۶
ولی از آنان كه شما را تهديد می‌كنند نترسيد، زيرا وقت آن خواهد رسيد كه هر حقيقتی آشكار گردد؛ توطئه‌های مخفی آنان نيز برای همه آشكار خواهد شد.


متی ۱۰:۲۸
«نترسيد از كسانی كه می‌توانند فقط بدن شما را بكشند ولی نمی‌توانند به روحتان صدمه‌ای بزنند. از خدا بترسيد كه قادر است هم بدن و هم روح شما را در جهنم هلاک كند.


متی ۱۴:۵
هيروديس نيز قصد داشت يحيی را بكشد ولی از شورش مردم می‌ترسيد، چون او را نبی می‌دانستند.


متی ۱۴:۲۶
ايشان از ترس فرياد برآوردند، چون گمان كردند كه روحی می‌بينند.


متی ۱۴:۲۷
اما عيسی بی‌درنگ ايشان را صدا زده، گفت: «نترسيد، من هستم!»


متی ۱۷:۶
با شنيدن اين ندا، شاگردان بر زمين افتاده، از ترس لرزيدند.


متی ۱۷:۷
عيسی نزديک شد و دست بر ايشان گذاشت و فرمود: «برخيزيد، نترسيد!»


متی ۲۱:۴۶
تصميم گرفتند او را بكشند، اما از مردم ترسيدند چون همه عيسی را پيغمبر می‌دانستند.


متی ۲۵:۲۴
«آنگاه آخری با يک كيسه جلو آمد و گفت: آقا، من می‌دانستم كه شما آنقدر مرد سختگيری هستيد كه حتی از زمينی كه چيزی در آن نكاشته‌ايد انتظار محصول داريد. پس، از ترسم پولتان را زير سنگ مخفی كردم تا مبادا از دست برود. بفرماييد اين هم پول شما.


متی ۲۸:۴
نگهبانان با ديدن او بشدت ترسيده، لرزان شدند و همچون مرده، بی‌حركت بر زمين افتادند.


متی ۲۸:۵
فرشته به زنان گفت: «نترسيد! می‌دانم به دنبال عيسای مصلوب می‌گرديد؛


متی ۲۸:۸
زنان با عجله از قبر خارج شدند و در حاليكه هم می‌ترسيدند و هم بسيار خوشحال بودند، فوری بسراغ شاگردان رفتند تا پيغام فرشته را به ايشان بدهند.


متی ۲۸:۱۰
عيسی به ايشان فرمود: «نترسيد! برويد به برادران من بگوييد كه هر چه زودتر به جليل بروند تا مرا در آنجا ببينند.»


مرقس ۴:۴۰
عيسی به شاگردانش فرمود: «چرا اينقدر ترسيده بوديد؟ آيا هنوز هم به من اعتماد نداريد؟»


مرقس ۴:۴۱
ايشان در حاليكه ترس سراسر وجودشان را فرا گرفته بود، به يكديگر می‌گفتند: «اين ديگر چگونه انسانی است كه حتی باد و دريا هم اطاعتش می‌كنند!»


مرقس ۵:۱۵
طولی نكشيد كه عدۀ زيادی دور عيسی جمع شدند. ولی وقتی آن ديوانه را كه روح ناپاک داشت، ديدند كه آرام نشسته، لباسی پوشيده و كاملاً عاقل شده است، ترسيدند.


مرقس ۵:۳۳
آن زن كه آگاه بود چه اتفاقی برايش افتاده، با ترس و لرز پيش آمد و در مقابل پايهای عيسی به زمين افتاد و گفت كه چه كرده است.


مرقس ۵:۳۶
وقتی عيسی اين را شنيد، فوراً رو به يايروس كرد و فرمود: «نترس! فقط به من ايمان داشته باش!»


مرقس ۶:۴۹
كه شاگردان متوجه شدند و ديدند كه چيزی روی آب راه می‌رود. به گمان اينكه روحی می‌بينند، از ترس فرياد زدند،


مرقس ۶:۵۰
چون همه او را می‌ديدند و مضطرب بودند. ولی عيسی فوری با ايشان صحبت كرده، گفت: «دلير باشيد، نترسيد، من هستم!»


مرقس ۶:۵۱
آنگاه سوار قايق شد و باد از وزيدن باز ايستاد. شاگردان از ترس و حيرت، در جای خود خشک شده بودند.


مرقس ۹:۶
پطرس اين حرف را زد تا چيزی گفته باشد، چون نمی‌دانست چه بگويد و همه از ترس می‌لرزيدند.


مرقس ۹:۳۲
ولی منظور او را نفهميدند و می‌ترسيدند بپرسند.


مرقس ۱۰:۳۲
پس ايشان بسوی اورشليم براه افتادند. عيسی جلو می‌رفت و شاگردان بدنبال او. ناگهان ترس و حيرت سراسر وجود شاگردان را فراگرفت. عيسی ايشان را به كناری كشيد و يكبار ديگر به ايشان گفت كه در اورشليم چه سرنوشتی در انتظار اوست. او فرمود:


مرقس ۱۱:۱۸
هنگامی كه كاهنان اعظم و سران قوم يهود از كار عيسی باخبر شدند، نقشۀ قتل او را كشيدند. ولی می‌ترسيدند كه مردم سر به شورش بگذارند، چون همه شيفتۀ تعليمات عيسی بودند.


مرقس ۱۲:۱۲
سران قوم يهود خواستند همانجا او را بگيرند، چون فهميدند كه منظور عيسی از باغبانهای ظالم، اشاره به ايشان می‌باشد. اما از ترس مردم اقدامی نكردند و او را بحال خود گذاشتند و رفتند.


مرقس ۱۶:۶
ولی فرشته به ايشان گفت: «نترسيد. مگر بدنبال عيسای ناصری نمی‌گرديد كه روی صليب كشته شد؟ او اينجا نيست. عيسی دوباره زنده شده است! نگاه كنيد، اين هم جايی كه جسدش را گذاشته بودند!


مرقس ۱۶:۸
زنان پا بفرار گذاشتند و از ترس می‌لرزيدند بطوريكه نتوانستند با كسی صحبت كنند.


لوقا ۱:۱
بسياری كوشيده‌اند شرح زندگی عيسی مسيح را به نگارش درآورند؛ و برای انجام اين كار، از مطالبی استفاده كرده‌اند كه از طريق شاگردان او و شاهدان عينی وقايع، در دسترس ما قرار گرفته است. اما از آنجا كه من خود، اين مطالب را از آغاز تا پايان، با دقت بررسی و مطالعه كرده‌ام، چنين صلاح ديدم كه ماجرا را بطور كامل و به ترتيب برايتان بنويسم،


لوقا ۱:۱۳
فرشته به او گفت: «ای زكريا، نترس! چون آمده‌ام به تو خبر دهم كه خدا دعايت را شنيده است، و همسرت اليزابت برايت پسری بدنيا خواهد آورد كه نامش را يحيی خواهی گذارد.


لوقا ۱:۱۷
او خدمت خود را با همان روح و قدرت الياس، آن نبی قديم انجام خواهد داد. او پيشاپيش مسيح خواهد آمد تا مردم را برای ظهور او آماده كند، دلهای پدران را به پسران نزديک سازد و به افراد سركش بياموزد كه همچون اجداد خويش خداوند را دوست داشته و مردم خداترسی باشند.»


لوقا ۱:۳۰
فرشته به او گفت: «ای مريم، نترس! زيرا خدا بر تو نظر لطف انداخته است!


لوقا ۱:۵۰
«لطف و رحمت او، نسل اندر نسل شامل حال آنانی می‌شود كه از او می‌ترسند.


لوقا ۱:۷۴
و اين افتخار را نصيب ما كرده كه از دست دشمنانمان رهايی يابيم و بدون ترس و واهمه از آنان، او را عبادت نماييم


لوقا ۲:۹
آن شب، ناگهان فرشته‌ای در ميان ايشان ظاهر شد و نور جلال خداوند در اطرافشان تابيد و ترس همه را فرا گرفت.


لوقا ۲:۱۰
اما فرشته به ايشان اطمينان خاطر داد و گفت: «نترسيد! من حامل مژده‌ای برای شما هستم، مژده‌ای مسرت‌بخش برای همۀ مردم!


لوقا ۲:۲۵
در آن زمان مردی در اورشليم زندگی می‌كرد، به نام شمعون، او شخصی صالح، خداترس و پر از روح‌القدس بود، و ظهور مسيح را انتظار می‌كشيد.


لوقا ۵:۱۰
همكاران او، يعقوب و يوحنا، پسران زَبدی نيز همان حال را داشتند. عيسی به پطرس فرمود: «نترس! از اين پس، مردم را برای خدا صيد خواهی كرد!»


لوقا ۵:۲۶
حيرت همۀ حضار را فراگرفته بود. ايشان با ترس آميخته به احترام خدا را شكر می‌كردند و می‌گفتند: «امروز شاهد اتفاقات عجيبی بوديم!»


لوقا ۷:۱۶
تمام كسانی كه اين معجزه را ديدند، با ترس و احترام، خدا را شكر كرده، می‌گفتند: «نبی بزرگی در ميان ما ظهور كرده است! خداوند به ياری ما آمده است!»


لوقا ۸:۲۵
سپس از ايشان پرسيد: «ايمانتان كجاست؟» ايشان با ترس و تعجب به يكديگر گفتند: «اين مرد كيست كه حتی باد و امواج دريا نيز از او فرمان می‌برند؟»


لوقا ۸:۴۷
آن زن كه ديد عيسی از همه چيز آگاهی دارد، با ترس و لرز آمد و در برابر او به زانو افتاد. آنگاه در حضور همه بيان كرد كه به چه علت به او دست زده و چگونه شفا يافته است.


لوقا ۸:۵۰
اما وقتی عيسی اين را شنيد، به يايروس فرمود: «نترس! فقط به من اعتماد داشته باش! دخترت شفا خواهد يافت!»


لوقا ۹:۳۴
سخن پطرس هنوز تمام نشده بود كه ابری درخشان پديدار گشت و وقتی بر ايشان سايه انداخت، شاگردان را ترس فرا گرفت.


لوقا ۹:۴۵
اما شاگردان منظور او را نفهميدند، چون ذهنشان كور شده بود و می‌ترسيدند در اين باره از او سؤال كنند.


لوقا ۱۲:۴
«ای دوستان من، از آنانی نترسيد كه قادرند فقط جسمتان را بكشُند، چون نمی‌توانند به روحتان آسيبی برسانند!


لوقا ۱۲:۵
اما به شما خواهم گفت از كه بترسيد: از خدايی بترسيدكه هم قدرت دارد بكشد وهم به جهنم بيندازد. بلی، از او بايد ترسيد.


لوقا ۱۲:۷
او حتی حساب موهای سر شما را نيز دارد! پس هرگز نترسيد! چون در نظر خدا، شما بسيار عزيزتر از گنجشكان هستيد.


لوقا ۱۲:۳۲
«پس ای گله كوچک من، نترسيد! چون رضای خاطر پدر شما در اينست كه ملكوت را به شما عطا فرمايد.


لوقا ۱۸:۲
پس چنين فرمود: «در شهری، يک قاضی بود كه نه از خدا می‌ترسيد و نه توجهی به مردم داشت.


لوقا ۱۸:۴
قاضی تا مدتی به شكايت او توجهی نكرد. اما سرانجام از دست او به ستوه آمد و با خود گفت: با اينكه من نه از خدا می‌ترسم و نه از مردم، اما چون اين زن مايه دردسر من شده است، بهتر است به شكايتش رسيدگی كنم تا اينقدر مزاحم من نشود.»


لوقا ۱۹:۲۰
«اما سومی همان مبلغی را كه در ابتدا گرفته بود، بدون كم و زياد پس آورد و گفت: من از ترس شما، سرمايه‌تان را در جای امنی نگهداری كردم، چون می‌دانستم كه مردی هستيد سختگير و از آنچه زحمت نكشيده‌ايد، سود می‌طلبيد و از سرمايه‌ای كه نگذاشته‌ايد، انتظار بهره داريد؟


لوقا ۲۰:۱۹
وقتی كاهنان اعظم و علمای دين اين داستان را شنيدند، خواستند همانجا او را دستگير كنند، چون متوجه شدند كه اين داستان را درباره ايشان گفته، و منظورش از باغبانهای ظالم، آنان بوده است. اما می‌ترسيدند كه اگر خودشان دست به چنين كاری بزنند، آشوب به پا شود.


لوقا ۲۳:۴۰
اما آن ديگری، او را سرزنش كرد و گفت: «حتی در حال مرگ هم از خدا نمی‌ترسی؟ ما حقمان است كه بميريم، چون گناهكاريم. اما از اين شخص، يک خطا هم سر نزده است.»


لوقا ۲۴:۵
زنان بسيار ترسيدند و آنان را تعظيم كردند. آن دو مرد پرسيدند: «چرا در بين مردگان به دنبال شخص زنده می‌گرديد؟


يوحنا ۶:۲۰
ولی عيسی به ايشان فرمود: «من هستم، نترسيد!»


يوحنا ۷:۱۳
با اينحال، هيچكس جرأت نمی‌كرد آزادانه درباره‌‌ء او اظهار نظر كند، چون از سران قوم می‌ترسيدند.


يوحنا ۹:۲۲
پدر و مادر او از ترس سران قوم يهود چنين گفتند، چون ايشان اعلام كرده بودند كه هر كه بگويد عيسی همان مسيح است، او را از تمام مزايای جامعه محروم خواهند كرد.


يوحنا ۱۲:۱۵
«ای قوم اسرائيل از پادشاهت نترس، چون او با فروتنی سوار بر كرّه‌‌ء الاغ می‌آيد!»


يوحنا ۱۲:۴۲
با اين همه، بعضی از سران قوم يهود ايمان آوردند كه او براستی همان مسيح است، ولی به كسی نگفتند چون می‌ترسيدند ايشان را از عبادتگاه بيرون كنند.


يوحنا ۱۴:۱۷
اين پشتيبان و تسلی‌بخش همان روح القدس است كه شما را با تمام حقايق آشنا خواهد كرد. مردم دنيا به او دسترسی ندارند، چون نه در جستجوی او هستند و نه او را می‌شناسند. ولی شما در جستجوی او هستيد و او را می‌شناسيد، چون او هميشه با شماست و در وجودتان خواهد بود.


يوحنا ۱۴:۲۷
«من هديه‌ای نزد شما می‌گذارم و می‌روم. اين هديه، آرامش فكر و دل است. آرامشی كه من به شما می‌دهم، مانند آرامش‌های دنيا بی‌دوام و زودگذر نيست. پس آسوده خاطر باشيد! نترسيد!


يوحنا ۱۹:۳۸
ساعتی بعد، يكی از بزرگان يهود، به نام يوسف كه اهل «رامه» بود و از ترس سران قوم، مخفيانه شاگرد عيسی شده بود، با بی‌باكی به حضور پيلاطوس رفت و اجازه خواست تا جسد عيسی را از بالای صليب پايين بياورد و بخاک بسپارد. پيلاطوس به او اجازه داد و او نيز جسد را پايين آورد و برد.


يوحنا ۲۰:۱۹
غروب همان روز، شاگردان دور هم جمع شدند و از ترس سران قوم يهود، درها را از پشت بستند. ولی ناگهان عيسی را ديدند كه در ميانشان ايستاده است. عيسی سلام كرد،


اعمال رسولان ۲:۴۳
در ضمن، در اثر معجزات زيادی كه توسط رسولان به عمل می‌آمد، در دل همه ترسی توأم با احترام نسبت به خدا ايجاد شده بود.


اعمال رسولان ۵:۱۱
در نتيجه، ترس عظيمی كليسا و تمام كسانی را كه اين واقعه را می‌شنيدند فراگرفت.


اعمال رسولان ۵:۲۶
فرماندۀ نگهبانان با افراد خود رفت و ايشان را با احترام به جلسۀ شورا آورد، چون می‌ترسيد كه اگر به زور متوسل شود، بدست مردم كشته شوند.


اعمال رسولان ۷:۲۹
«وقتی موسی اين را شنيد، ترسيد و به سرزمين مِديان گريخت و در آنجا ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد.


اعمال رسولان ۷:۳۲
من خدای اجداد تو هستم، خدای ابراهيم، اسحاق، و يعقوب. «موسی از ترس لرزيد و ديگر جرأت نكرد به بوته نگاه كند.


اعمال رسولان ۹:۲۶
وقتی به اورشليم رسيد بسيار كوشيد تا نزد ايمانداران برود. ولی همه از او می‌ترسيدند و تصور می‌كردند كه حيله‌ای در كار است.


اعمال رسولان ۹:۳۱
به اين ترتيب، پولس پيرو مسيح شد، و كليسا آرامش يافت و قوت گرفت و در يهوديه و جليل و سامره پيشرفت كرد. ايمانداران در ترس خدا و تسلی روح‌القدس زندگی می‌كردند و تعدادشان زياد می‌شد.


اعمال رسولان ۱۰:۲
او شخصی خداپرست و پرهيزكار بود و خانواده‌ای خداترس داشت. كرنيليوس هميشه با سخاوت به فقرای يهودی كمک می‌كرد و به درگاه خدا دعا می‌نمود.


اعمال رسولان ۱۰:۲۲
جواب دادند: «ما از جانب كرنيليوس، فرماندۀ رومی آمده‌ايم. او شخص نيكوكار و خداترسی است و مورد احترام يهوديان نيز می‌باشد. فرشته‌ای نيز به او ظاهر شده و گفته است كه بدنبال شما بفرستد و سخنان شما را بشنود.»


اعمال رسولان ۱۴:۱۴
اما وقتی برنابا و پولس متوجۀ قصد مردم شدند، از ترس لباسهای خود را پاره كردند و به ميان مردم رفتند و فرياد زدند:


اعمال رسولان ۱۶:۲۹
رئيس زندان در حالی كه از ترس می‌لرزيد، خواست تا چراغی برايش بياورند. او به ته زندان دويد و به پای پولس و سيلاس افتاد.


اعمال رسولان ۱۸:۹
يک شب خداوند در رؤيا به پولس فرمود: «از هيچكس نترس! با دليری موعظه كن و از اين كار دست نكش!


اعمال رسولان ۱۹:۱۷
اين خبر در سراسر افسس پيچيد و به گوش هر يهودی و يونانی رسيد، بطوری كه همه ترسيدند و از آن پس به نام عيسای خداوند احترام می‌گذاشتند.


اعمال رسولان ۲۰:۴
چند نفر نيز تا آسيا همراه او رفتند كه عبارت بودند از سوپاترس اهل بيريه، ارسترخوس و سكندس اهل تسالونيكی، گايوس اهل دربه، تيموتائوس، تيخيكوس و تروفيموس كه همه به شهرهای خود در آسيا باز می‌گشتند.


اعمال رسولان ۲۲:۲۹
سربازانی كه منتظر ايستاده بودند تا او را شلاق بزنند وقتی شنيدند رومی است، با عجله از آنجا دور شدند. فرمانده نيز بسيار ترسيد زيرا دستور داده بود يک تبعۀ روم را ببندند و شلاق بزنند.


اعمال رسولان ۲۳:۱۰
صدای داد و فرياد هر لحظه بلندتر می‌شد و پولس مثل كشتی در ميان آن طوفان گير كرده بود و هركس او را به يک طرف می‌كشيد. تا اينكه فرمانده از ترس اينكه مبادا پولس را تكه‌تكه كنند، به سربازان دستور داد او را از چنگ مردم بيرون بكشند و به داخل برج بازگردانند.


اعمال رسولان ۲۷:۱۷
بعد كشتی را با طناب محكم بستند تا بدنۀ آن بيشتر دوام بياورد. از ترس اينكه مبادا كشتی در شن‌های روان ساحل آفريقا گير كند، بادبانهای آن را پايين كشيدند و باز باد تند آن را جلو برد.


اعمال رسولان ۲۷:۲۴
و گفت: پولس، نترس چون تو حتماً به حضور قيصر خواهی رسيد! علاوه براين، خدا به درخواست تو، زندگی تمام همسفرانت را نجات خواهد داد.


اعمال رسولان ۲۷:۲۹
با اين حساب فهميدند كه بزودی به ساحل می‌رسيم. و چون می‌ترسيدند كشتی به تخته سنگهای ساحل بخورد، از پشت كشتی چهار لنگر به دريا انداختند و دعا می‌كردند زودتر روز شود.


روميان ۳:۱۸
احترام و ترس خدا، جايی در قلبشان ندارد.


روميان ۸:۱۵
پس همچون برده‌ها، رفتارمان آميخته با ترس و لرز نباشد، بلكه مانند فرزندان خدا رفتار نماييم، فرزندانی كه به عضويت خانوادۀ خدا پذيرفته شده‌اند و خدا را پدر خود می‌خوانند.


روميان ۱۰:۸
زيرا نجاتی كه از راه ايمان به مسيح بدست می‌آيد، به آسانی در دسترس هر يک از ما قرار دارد و به اندازۀ قلب و زبان خودمان، به ما نزديک است؛ ما نيز دربارۀ همين نجات موعظه می‌كنيم.


روميان ۱۱:۲۰
درست است. آن شاخه‌ها يعنی يهوديان به اين دليل قطع شدند كه به خدا ايمان نداشتند؛ شما نيز فقط به اين دليل بجای آنها پيوند شديد كه به خدا ايمان داشتيد. پس مغرور نشويد، بلكه از خدا بترسيد.


روميان ۱۳:۳
آنانی كه اعمالشان درست است، از مأموران دولت هراسی ندارند، اما افراد خطاكار و نادرست هميشه از آنان می‌ترسند. پس اگر می‌خواهی در ترس و دلهره بسر نبری، قوانين را اطاعت كن و آسوده باش!


روميان ۱۳:۴
مأمور دولت از جانب خدا وظيفه دارد به تو كمک كند. اما اگر كار خلافی انجام دهی، از او بترس زيرا تو را مجازات خواهد كرد. خدا او را مقرر كرده تا كسانی را كه خلاف می‌كنند مجازات كند.


اول قرنتيان ۲:۳
بنابراين، با ضعف و ترس و لرز بسيار نزد شما آمدم.


اول قرنتيان ۴:۱۸
می‌دانم كه بعضی از شما مغرور شده‌ايد، چون فكر می‌كنيد كه من می‌ترسم نزد شما بيايم و با شما روبرو شوم.


اول قرنتيان ۹:۱۲
شما نيازهای ديگران را كه از لحاظ روحانی شما را خدمت می‌كنند، برآورده می‌سازيد و همينطور نيز بايد باشد. پس آيا ما نبايد نسبت به آنان حق بيشتری داشته باشيم؟ با اينحال ما هرگز از اين حق خود استفاده نكرده‌ايم، بلكه احتياجاتمان را بدون كمک شما تأمين نموده‌ايم. ما هرگز از شما درخواست كمک مالی نكرده‌ايم، چون می‌ترسيديم علاقۀ شما به شنيدن پيغام انجيل كم شود.


اول قرنتيان ۹:۲۷
من مثل يک ورزشكار با تمرينهای سخت، بدنم را آماده می‌كنم، و آنقدر بر آن سخت می‌گيرم تا آن كاری را انجام دهد كه بايد بكند، نه آنچه را كه می‌خواهد. اگر چنين نكنم می‌ترسم پس از آنكه ديگران را برای شركت در مسابقه آماده كردم، خودم آماده نباشم و از شركت در مسابقه محروم گردم.


دوم قرنتيان ۵:۸
بنابراين، از مرگ ترسی نداريم، بلكه از آن استقبال می‌كنيم، چون می‌دانيم كه پس از مرگ نزد خداوند رفته، در خانۀ آسمانی‌مان بسر خواهيم برد.


دوم قرنتيان ۵:۱۱
بنابراين، چون چنين ترس و احترامی نسبت به خداوند در دل ما هست، می‌كوشيم تا مردم را بسوی نجات هدايت كنيم. خدا از دل ما باخبر است و می‌داند كه آنچه می‌گوييم، عين حقيقت است. اميدوارم شما هم به اين موضوع پی برده باشيد.


دوم قرنتيان ۷:۱
دوستان عزيز، حال كه خدا چنين وعده‌هايی به ما ارزانی داشته است، بياييد ما نيز ازتمام گناهانی كه جسم و روحمان را آلوده می‌كند دست بكشيم و خود را پاک ساخته، با خداترسی زندگی كنيم و خود را تماماً به خدا تقديم نماييم.


دوم قرنتيان ۷:۵
زمانی نيز كه به ايالت مقدونيه رسيديم، لحظه‌ای آرامش نداشتيم بلكه از هر سو دچار زحمت شديم؛ در بيرون، با ديگران در كشمكش بوديم و در درون نيز ترس و دلهره داشتيم.


دوم قرنتيان ۷:۱۵
تيطوس اكنون محبتش نسبت به شما بيش از پيش شده است، چون فراموش نمی‌كند كه چگونه با ترس و احترام او را پذيرفتيد، و با جان و دل سخنان و راهنمايی‌های او را بكار بستيد.


دوم قرنتيان ۱۰:۹
اين را می‌نويسم تا گمان نكنيد كه وقتی در نامه‌هايم سرزنشتان می‌كنم، قصدم فقط ترساندن شماست و بس.


دوم قرنتيان ۱۱:۳
اما می‌ترسم كه شما از محبت و اخلاصی كه نسبت به مسيح داريد، منحرف شويد، درست همانطور كه شيطان در باغ عدن حوا را فريب داد.


دوم قرنتيان ۱۱:۴
ترس من به اين سبب است كه شما خيلی ساده و زودباوريد و هركس هر چه بگويد، فوراً باور می‌كنيد. حتی اگر عيسای ديگری را معرفی كنند، غير از آنكه ما به شما معرفی كرديم، يا دربارۀ روح ديگری سخن گويند، غير از آن روح‌القدس كه خدا به شما عطا كرده، و يا راه ديگری برای نجات پيش پای شما قرار دهند، شما همه را باور می‌كنيد.


دوم قرنتيان ۱۲:۲۰
زيرا می‌ترسم وقتی نزد شما بيايم، از ديدن وضعتان خشنود نشوم؛ آنگاه شما نيز از نحوۀ برخورد من با وضع خود، شاد نخواهيد شد. می‌ترسم كه بيايم و ببينم كه در ميان شما مشاجره، حسادت، تندخويی، خودخواهی، تهمت، بدگويی، غرور و تفرقه وجود دارد.


دوم قرنتيان ۱۲:۲۱
بلی می‌ترسم وقتی اين بار نيز نزد شما بيايم، باز خدا مرا بسبب شما شرمنده سازد. بيم دارم كه باز ماتم بگيرم، چون بسياری از شما كه زندگی گناه‌آلودی داشتيد، هنوز هم در گناه زندگی می‌كنيد و مرتكب ناپاكی و اعمال قبيح و فساد و زنا می‌شويد.


غلاطيان ۲:۱۲
به اين علت كه وقتی به انطاكيه رسيد، ابتدا با مسيحيان غيريهودی بر سر يک سفره می‌نشست. اما به محض اينكه عده‌ای از پيشوايان كليسا از جانب يعقوب از اورشليم آمدند، خود را كنار كشيد و ديگر با غيريهوديان خوراک نخورد، چون می‌ترسيد كه اين مسيحيان يهودی‌نژاد از اين كار او ايراد بگيرند، و بگويند كه چرا با افرادی كه شريعت يهود را نگاه نمی‌دارند، هم سفره شده است.


غلاطيان ۴:۱۱
با اين راهی كه در پيش گرفته‌ايد، می‌ترسم تمام زحماتی كه برای شما كشيده‌ام به هدر رفته باشد!


افسسيان ۳:۱۲
اكنون می‌توانيم بدون ترس و واهمه به حضور خدا بياييم و اطمينان داشته باشيم كه چون مسيح همراه ماست و نيز بسبب ايمان به او، خدا ما را با آغوش باز می‌پذيرد.


افسسيان ۶:۵
ای غلامان، از اربابتان در اين دنيا با ترس و احترام اطاعت نماييد و ايشان را از صميم قلب خدمت كنيد، با اين تصور كه مسيح را خدمت می‌كنيد.


فيليپيان ۱:۱۴
بعلاوه، زندانی بودن من باعث شده كه بسياری از مسيحيان اينجا، ديگر ترسی از زندان نداشته باشند؛ و صبر و تحمل من به آنان جرأت بخشيده كه با شهامت بيشتری پيغام مسيح را اعلام كنند.


اول تسالونيکيان ۲:۱۶
و می‌كوشند ما را از رساندن پيغام خدا به غيريهوديان منع كنند، زيرا می‌ترسند ايشان نيز به نجات دست يابند. به اين ترتيب گناهان اين قوم روزبروز سنگين‌تر می‌شود و سرانجام غضب خدا بر ايشان فرود خواهد آمد.


اول تسالونيکيان ۳:۵
همانطور كه گفتم، چون ديگر نمی‌توانستم تحمل كنم كه از شما بی‌خبر باشم، بی‌درنگ تيموتائوس را فرستادم تا از استواری ايمانتان يقين حاصل كند. می‌ترسيدم شيطان شما را در وسوسه و آزمايش انداخته باشد و به اين ترتيب تمام زحماتی كه برای شما كشيده‌ايم، به هدر رفته باشد.


اول تسالونيکيان ۵:۱۴
برادران عزيز، اشخاص تنبل و سركش را تأديب كنيد؛ افراد محجوب و ترسو را دلداری دهيد؛ ضعفا را ياری نماييد؛ نسبت به همه، صبر و تحمل را پيشه كنيد.


دوم تيموتيوس ۱:۷
زيرا آن روحی كه خدا به ما داده است، در ما ترس بوجود نمی‌آورد، بلكه ما را سرشار از محبت و قدرت می‌سازد و ما را ياری می‌دهد تا بتوانيم خود را تحت انضباط قرار دهيم.


دوم تيموتيوس ۴:۵
اما تو در همۀ شرايط استوار بايست، و از زحمت ديدن در راه خداوند نترس. مردم را بسوی مسيح هدايت كن و وظايف خود را بی‌كم و كاست انجام بده.


تايتوس ۲:۱۱
هديۀ رايگان خدا كه همانا نجات واقعی است، اكنون در دسترس همۀ مردم قرار دارد.


عبرانيان ۲:۱۵
تنها از اين راه بود كه می‌توانست آنانی را كه در تمام عمرشان در وحشت مرگ بسر می‌بردند و اسير ترس بودند، رهايی بخشد.


عبرانيان ۴:۱
پس بايد بترسيم، زيرا با اينكه وعدۀ خدا هنوز به قوت خود باقی است، اما ممكن است بعضی از شما نتوانند آن را بدست آورند.


عبرانيان ۴:۳
فقط ما كه به خدا ايمان داريم، می‌توانيم به آرامش خدا دسترسی پيدا كنيم. او فرموده است: «در خشم و غضب خود قسم خورده‌ام كه آنانی كه به من ايمان نياورند، هرگز روی آرامش را نخواهند ديد.» هرچند كه از همان ابتدای جهان، چشم براه ايشان بود كه بسوی او بازگردند و حاضر بود كه ايشان را ببخشد، زيرا در كتاب آسمانی نوشته شده كه خدا در روز هفتم آفرينش، هنگامی كه همه چيز را آفريده بود، به استراحت پرداخت و آراميد.


عبرانيان ۴:۵
اما اشخاص بی‌ايمان به آرامش خدا دسترسی پيدا نكردند، زيرا فرمود: «هرگز روی آرامش نخواهند ديد.»


عبرانيان ۴:۶
با اينحال، وعدۀ خدا هنوز به قوت خود باقی است و بعضی كه ايمان آوردند، به آرامش خدا دسترسی پيدا كردند، اما نه آنانی كه در ابتدا اين فرصت را داشتند، زيرا آنان احكام خدا را اطاعت نكردند و روی آرامش نديدند.


عبرانيان ۱۱:۲۳
والدين موسی نيز به خدا ايمان داشتند. از اين جهت، چون ديدند كه خدا فرزندی به ايشان عطا كرده كه با كودكان ديگر فرق دارد، يقين حاصل كردند كه خودش او را حفظ خواهد نمود. بنابراين، با اينكه پادشاه دستور داده بود كه همۀ نوزادان پسر را به رودخانه بيندازند، ايشان بدون ترس كودک را سه ماه پنهان كردند.


عبرانيان ۱۱:۲۷
بخاطر ايمان به خدا بود كه او بدون ترس از غضب پادشاه، مصر را ترک گفت و استوار به پيش رفت، همچون كسی كه خدای ناديده را در مقابل ديدگان خود دارد.


عبرانيان ۱۲:۲۱
موسی نيز چنان از آن منظره ترسيده بود كه می‌لرزيد!


عبرانيان ۱۳:۶
بنابراين، با اطمينان كامل و با جرأت تمام، می‌توانيم بگوييم: «خداوند گره‌گشا و ياور من است. پس، از انسان خاكی ترسی ندارم؛ او چه می‌تواند به من بكند؟»


يعقوب ۲:۱۹
ممكن است كسی به خود ببالد و بگويد: «من ايمان دارم كه خدا يكی است!» چنين شخصی بايد بخاطر داشته باشد كه ديوها نيز به اين ايمان دارند، چنان ايمانی كه از ترس به خود می‌لرزند!


اول پترس ۱:۱۷
در ضمن به ياد داشته باشيد كه پدر آسمانی‌تان خدا، كه دست دعا بسوی او دراز می‌كنيد، در روز جزا از كسی طرفداری نخواهد كرد، بلكه اعمال هركس را عادلانه داوری خواهد نمود. بنابراين، تا زمانی كه در اين دنيا هستيد، با خداترسی زندگی كنيد.


اول پترس ۲:۱۷
به همه احترام كنيد؛ ايمانداران را دوست بداريد؛ از خدا بترسيد؛ به رهبران مملكت احترام بگذاريد.


اول پترس ۳:۶
سارا همسر ابراهيم نيز چنين بود. او از شوهرش اطاعت می‌كرد و به او چون سرپرست خانواده احترام می‌گذاشت. شما نيز اگر دختران آن بانوی بزرگوار باشيد و راه خوب او را در پيش گيريد، ديگر ترس و نگرانی نخواهيد داشت از اينكه ممكن است شوهرانتان از شما برنجند.


دوم پترس ۱:۵
اما برای دسترسی به اين بركات، علاوه بر ايمان، به خصلت‌های ديگری نيز نياز داريد؛ بلی، بايد سخت بكوشيد كه نيک باشيد، خدا را بهتر بشناسيد و به ارادۀ او پی ببريد.


اول يوحنا ۲:۲۸
بلی فرزندان من، بكوشيد تا با مسيح رابطه‌ای صميمی داشته باشيد، تا به هنگام بازگشت او، بتوانيم با اطمينان او را استقبال كنيم، نه با ترس و خجالت.


اول يوحنا ۴:۱۸
لازم نيست از كسی كه ما را بطور كامل دوست دارد، بترسيم. محبت كامل خدا هرگونه ترس را در ما ريشه‌كن می‌سازد. اگر هنوز می‌ترسيم، علتش اينست كه هنوز كاملاً يقين نداريم كه خدا حقيقتاً ما را دوست می‌دارد.


اول يوحنا ۵:۱۲
پس روشن است كه هركس مسيح را دارد، به اين حيات نيز دسترسی دارد؛ اما هر كه مسيح را ندارد، از اين حيات بی‌بهره خواهد ماند.


يهودا ۱:۴
زيرا عده‌ای خدانشناس با نيرنگ وارد كليسا شده‌اند و تعليم می‌دهند كه ما پس از مسيحی شدن، می‌توانيم هر چه دلمان می‌خواهد انجام دهيم بدون آنكه از مجازات الهی بترسيم. عاقبت هولناک اين معلمين دروغين و گمراه از مدتها پيش تعيين شده است، زيرا با سرور و خداوند يگانۀ ما عيسی مسيح، سر به مخالفت برداشته‌اند.


مکاشفه ۱:۱۷
وقتی چشمم به او افتاد، مانند مرده جلو پای او افتادم. اما او دست راست خود را بر من گذاشت و فرمود: «نترس! من ابتدا و انتها هستم! من زنده بودم و مُردم، و حال تا به ابد زنده‌ام، و كليدهای مرگ و عالم مردگان را در دست دارم.


مکاشفه ۲:۱۰
از زحمات و مشكلاتی كه در پيش داری، نترس! بزودی شيطان بعضی از شما را به زندان خواهد افكند تا شما را بيازمايد. شما به مدت ده روز آزار و زحمت خواهيد ديد، اما تا پای مرگ وفادار بمانيد تا تاج زندگی جاويد را بر سر شما بگذارم.


مکاشفه ۱۱:۱۳
در همان لحظه، زلزلۀ شديدی رخ خواهد داد كه يک دهم شهر را با خاک يكسان خواهد كرد و هفت هزار نفر كشته خواهند شد. آنگاه كسانی كه زنده مانده‌اند، از ترس، خدای آسمان را پرستش خواهند كرد.


مکاشفه ۱۳:۳
يكی از سرهايش را ديدم كه زخم كشنده‌ای برداشته بود، ولی خود به خود خوب شد! آنگاه تمام مردم دنيا از اين معجزه غرق در حيرت شدند و جانور را با ترس و احترام پيروی كردند.


مکاشفه ۱۵:۳
و سرود «موسی» خدمتگزار خدا و سرود «برّه» را می‌خواندند، و می‌گفتند: «بزرگ و با شكوه است كارهای تو، ای خدای بی‌همتا! حق و عدل است راههای تو، ای پادشاه قومها! ای خداوند، كيست كه از تو نترسد؟ كيست كه نام تو را حرمت ندارد؟ زيرا تنها تو پاكی. همۀ قومها خواهند آمد و در پيشگاه تو پرستش خواهند كرد، زيرا كارهای خوب تو را می‌بينند.»


مکاشفه ۱۷:۶
در اين لحظه، متوجه شدم كه آن زن مست است؛ او سرمست از خون خلق خدا و شهدای عيسی بود. من با ترس و وحشت به او خيره شدم.


مکاشفه ۱۸:۱۰
از ترس، دور از او خواهند ايستاد و ناله‌كنان خواهند گفت: «افسوس كه بابل، آن شهر بزرگ در يک چشم به هم زدن نابود شد!»


مکاشفه ۱۸:۱۵
پس، تاجرانی كه با فروش اين اجناس ثروتمند شده‌اند، دور ايستاده، از خطری كه ايشان را تهديد می‌كند خواهند ترسيد و گريه‌كنان خواهند گفت:


مکاشفه ۲۱:۸
ولی ترسوها كه از پيروی من رو بر می‌گردانند و كسانی كه به من ايمان ندارند، فاسدان وقاتلان و زناكاران، جادوگران و دروغگويان، و كسانی كه به جای خدا، بت می‌پرستند، جای همه در درياچه‌ای است كه با آتش و گوگرد می‌سوزد. اين همان مرگ دوم است.»


مکاشفه ۲۲:۱۰
سپس به من دستور داده، گفت: «پيشگويی‌های اين كتاب را در دسترس همه بگذار، چون بزودی به وقوع خواهند پيوست.


Persian Bible (FACB) 2005
Persian Contemporary Bible Copyright © 1995‎, 2005, 2018 by Biblica‎, Inc.®