کتاب عهد عتیق
عهد جدید
Persian Dari 2007
← ۱۴

ايوب ۱۵

۱۶ →
۱

آنگاه اَلیفاز تَیمانی جواب داد:

۲

«ایوب، شخص عاقلی مثل تو نباید سخن احمقانه بگوید. کلام تو پوچ و مثل باد هوا است.

۳

با این گونه سخنان بی معنی نمی توانی از خود دفاع کنی.

۴

تو از خدا نمی ترسی و به او احترام نداری.

۵

حرفهائی که می زنی گناهانت را آشکار می کنند و با حیله و نیرنگ صحبت می کنی.

۶

حرف زبانت ترا محکوم می کند و علیه تو شهادت می دهد.

۷

آیا فکر می کنی اولین انسانی که بدنیا آمد، تو بودی؟ آیا تو پیشتر از کوهها بوجود آمده ای؟

۸

آیا تو از نقشۀ مخفی خدا آگاه بوده ای؟ آیا تو عاقلترین مرد روی زمین هستی؟

۹

هر چیزی را که تو می دانی ما هم می دانیم و چیزهائی را که تو می فهمی برای ما هم واضح و روشن است.

۱۰

ما حکمت و دانش را از اشخاص مو سفید و سالخورده که سن شان زیادتر از سن پدر تو است، آموختیم.

۱۱

خدا به تو تسلی می بخشد و تو آنرا رد می کنی. ما از طرف خدا با ملایمت با تو حرف زدیم،

۱۲

اما تو به هیجان آمده ای و از چشمانت خشم و غضب شراره می زند.

۱۳

تو با این حرفهایت نشان می دهی که برضد خدا هستی.

۱۴

آیا یک انسان فانی می تواند واقعاً نیک و پاک باشد و عادل شمرده شود؟

۱۵

خدا حتی به فرشتگان خود هم اعتماد نمی کند و آسمان ها نیز در نظر او پاک نیستند،

۱۶

چه رسد به انسان فاسد و ناچیز که شرارت را مثل آب می نوشد.

۱۷

حالا به من گوش بده تا آنچه را که می دانم به تو بیان کنم.

۱۸

اینها حقایقی اند که من از اشخاص دانشمند و حکیم آموختم که پدران شان بی کم و کاست به آن ها آشکار ساختند.

۱۹

در آن وقت در سرزمین شان بیگانه ای نبود که آن ها را از راه راست خدا منحرف کند.

۲۰

شخص شریر که به دیگران ظلم می کند در سراسر عمر خود درد و رنج می بیند.

۲۱

صداهای ترسناک در گوشش طنین می اندازد. در وقتیکه فکر می کند آسوده و آرام است، ناگهان مورد حملۀ غارتگران قرار می گیرد.

۲۲

امید فرار از تاریکی برایش نیست و عاقبت با شمشیر هلاک می شود.

۲۳

در دیار بیگانگان برای یک لقمه نان آواره می گردد و می داند آیندۀ تاریک در پیشرو دارد.

۲۴

مصیبت و بدبختی مثل پادشاهی که برای جنگ آماده باشد، او را به وحشت می اندازد،

۲۵

زیرا دست خود را بر ضد خدا دراز کرده است و با قادر مطلق می جنگد.

۲۶

با گستاخی سپر خود را به دست گرفته به او حمله می کند.

۲۷

او هرچند آرام و از مال دنیا بی نیاز باشد،

۲۸

اما سرانجام در شهرهای ویران و خانه های غیر مسکون که در حال فروریختن هستند، بسر می برد.

۲۹

ثروتش برباد می شود و چیزی برایش باقی نمی ماند.

۳۰

از تاریکی فرار کرده نمی تواند و مانند درختی که آتش بگیرد و شاخهایش بسوزند و شگوفه هایش دستخوش باد شوند، دارو ندار خود را از دست می دهد.

۳۱

انسان نباید به چیزهای بیهوده و ناپایدار خود را فریب بدهد، زیرا این کار فایده ای ندارد

۳۲

و پیش از آنکه چشم از جهان بپوشد، برایش معلوم می شود که اتکاء به چیزهای فانی بیهوده است.

۳۳

مثل تاک که انگورهای غوره اش پیش از پخته شدن بریزند و مانند درخت زیتون که شگوفه هایش بتکند، بی ثمر می گردند.

۳۴

اشخاص بی خدا، بی اولاد می شوند و خانۀ رشوه خواران در آتش می سوزد.آن ها برای شرارت نقشه می کشند و دلهای شان پُر از مکر و حیله است.»

۳۵

آن ها برای شرارت نقشه می کشند و دلهای شان پُر از مکر و حیله است.»

Persian Dari 2007
Dari Bible (Today’s Dari Version 2008) ©