A A A A A
کتاب مقدس فارسی 1895

متی ۴

1

  آنگاه عیسی به‌دست روح به بیابان برده شدتا ابلیس او را تجربه نماید.

2

  و چون چهل شبانه‌روز روزه داشت، آخر گرسنه گردید.

3

  پس تجربه کننده نزد او آمده، گفت: «اگر پسر خداهستی، بگو تا این سنگها نان شود.»

4

  در جواب گفت: «مکتوب است انسان نه محض نان زیست می‌کند، بلکه به هر کلمه‌ای که از دهان خدا صادرگردد.»

5

  آنگاه ابلیس او را به شهر مقدس برد و برکنگره هیکل برپا داشته،

6

  به وی گفت: «اگر پسرخدا هستی، خود را به زیر انداز، زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را درباره تو فرمان دهد تاتو را به‌دستهای خود برگیرند، مبادا پایت به سنگی خورد.»

7

  عیسی وی را گفت: «و نیزمکتوب است خداوند خدای خود را تجربه مکن.»

8

  پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد وهمه ممالک جهان و جلال آنها را بدو نشان داده،

9

  به وی گفت: «اگر افتاده مرا سجده کنی، همانا این همه را به تو بخشم.»

10

  آنگاه عیسی وی راگفت: «دور شو‌ای شیطان، زیرا مکتوب است که خداوند خدای خود را سجده کن و او را فقطعبادت نما.»

11

  در ساعت ابلیس او را رها کرد واینک فرشتگان آمده، او را پرستاری می‌نمودند.

12

  و چون عیسی شنید که یحیی گرفتار شده است، به جلیل روانه شد،

13

  و ناصره را ترک کرده، آمد و به کفرناحوم، به کناره دریا در حدودزبولون و نفتالیم ساکن شد.

14

  تا تمام گردد آنچه به زبان اشعیای نبی گفته شده بود

15

  که «زمین زبولون و زمین نفتالیم، راه دریا آن طرف اردن، جلیل امت‌ها؛

16

  قومی که در ظلمت ساکن بودند، نوری عظیم دیدند و برنشینندگان دیار موت وسایه آن نوری تابید.»

17

  از آن هنگام عیسی به موعظه شروع کرد و گفت: «توبه کنید زیراملکوت آسمان نزدیک است.»

18

  و چون عیسی به کناره دریای جلیل می‌خرامید، دو برادر یعنی شمعون مسمی به پطرس و برادرش اندریاس را دید که دامی دردریا می‌اندازند، زیرا صیاد بودند.

19

  بدیشان گفت: «از عقب من آیید تا شما را صیاد مردم گردانم.»

20

  در ساعت دامها را گذارده، از عقب او روانه شدند.

21

  و چون از آنجا گذشت دو برادردیگر یعنی یعقوب، پسر زبدی و برادرش یوحنارا دید که در کشتی با پدر خویش زبدی، دامهای خود را اصلاح می‌کنند؛ ایشان را نیز دعوت نمود.

22

  در حال، کشتی و پدر خود را ترک کرده، از عقب او روانه شدند.

23

  و عیسی در تمام جلیل می‌گشت و درکنایس ایشان تعلیم داده، به بشارت ملکوت موعظه همی نمود و هر مرض و هر درد قوم راشفا می‌داد.

24

  و اسم او در تمام سوریه شهرت یافت، و جمیع مریضانی که به انواع امراض ودردها مبتلا بودند و دیوانگان و مصروعان ومفلوجان را نزد او آوردند، و ایشان را شفا بخشید.و گروهی بسیار از جلیل و دیکاپولس واورشلیم و یهودیه و آن طرف اردن در عقب اوروانه شدند.

25

  و گروهی بسیار از جلیل و دیکاپولس واورشلیم و یهودیه و آن طرف اردن در عقب اوروانه شدند.

English Darby Version 1890
Public Domain: Darby 1890